افغان باوران خراسان آریا :  از کارگردانی سینما تا کارگری در ایران
افغان باوران خراسان آریا :  از کارگردانی سینما تا کارگری در ایران
۸صبح، کابل: عبدالرشید عظیمی، کارگردان سابقه‌دار افغان پس از مهاجرت به ایران در آن کشور رو به کار شاقه آورده است و کارگری می‌کند. سرنوشت دوره ۲۰ سال مثل این بود که همه در بخش های مختلف فلم به نام افغان دموکراسی در خراسان آریا ادامه داشت و با یک کودتا فلم آمده نشر شد و کاری گران دسته پاین بیکار و آوره شدند و قهرمانان نقش های مرکزی فرار کردند و سازنده کار تمام کرد .

تصویرهایی که از آقای عظیمی روز شنبه، ۱۴ دلو توسط برخی از سینماگران و فعالان فرهنگی در شبکه‌های اجتماعی نشر شده، نشان می‌هد که او در حال سنگ‌کاری است.

برخی سینماگران با نشر عکس‌هایی از این کارگردان سابقه‌دار افغان، دلیل روی آوردن وی به کارگری را مشکلات اقتصادی عنوان کرده‌اند.

او پیش از این نیز به‎دلیل مشکلات اقتصادی تجهیزات سینمایی خود را لیلام کرده بود.

عظیمی تا کنون بیش‌ از ۳۲ فلم کوتاه و بلند سینمایی، مستند و سریال تلویزیونی تهیه کرده و سریال‌های «فیس‌بوک دات کام»، «زبان ‌زرگری» و «کلک ‎ششم» با گویش‌ هراتی از کارهای مهم دیگر وی می‌باشد که با استقبال بی‌سابقه مردم رو‌به‌رو شده بود.

فلم ‌سینمایی «گل‌چهره» که داستان ازدواج زیر سن دختر نوجوان را روایت می‌کند، یکی از مشهورترین آثار هنری دیگر عظیمی به‌حساب می‌آید.

این در حالی است که پس از روی‌کارآمدن دوباره طالبان در کشور، محدودیت‌ها بر سینماگران افزایش و برخی از هنرمندان به‌دلیل مشکلات اقتصادی و امنیتی مجبور به ترک کشور شدند.

سینماگر هراتی تجهیزات سینمایی‌اش را لیلام کرد

از نوجوانی علاقه‌مند سینما شد و وقتی در ایران مهاجر بود، دوره‌های کوتاه‌مدت آموزش فلم‌برداری و دیگر هنرهای سینمایی را فرا گرفت.

با سقوط رژیم طالبان در سال ۱۳۸۱ خورشیدی، به هرات برگشت و با وجود امکانات کم آن‌ زمان فعالیت سینمایی را آغاز کرد؛ ‌زمانی ‌که فقط یک شرکت در هرات تجهیزات سینمایی وارد می‌کرد و سینماگران برای باطری یا قطعه‌ی تخریب شده دوربین هفته‌ها منتظر می‌ماندند.

دهه‌ی هشتاد فیلم‌های افغانی طرف‌دار زیادی داشت و فیلم «گل‌چهره» با داستان ازدواج‌های زیرسن به ‌عنوان فیلم برتر سال ۱۳۸۵ خورشیدی انتخاب شد و چهار جایزه‌ی یکی از جشن‌واره‌های فیلم در کابل را کسب کرد.

تولید سریال‌های «فیس‌بوک دات کام»، «زبان ‌زرگری» و «کلک ‎ششم» با گویش‌ هراتی یکی دیگر از کارهای مهم او است؛ سریال‌هایی که با استقبال بی‌سابقه‌ی مردم رو‌به‌رو شد.

عبدالرشید عظیمی، فلم‌بردار، کارگردان، تهیه‌کننده و فلم‌نامه‌نویس مشهور هراتی، پس از ۲۰ سال فعالیت هنری تجهیزات کاری خود را لیلام کرده و می‌خواهد دنیای سینما را ترک کند. این سینماگر از بی‌مهری‌ها در برابر هنر انتقاد دارد و می‌گوید اگر سینما حرام و مردود است، پس عالمان دین نباید فلم محمد رسول‌الله و دیگر ساخته‌های سینمای اسلامی را تماشا کنند.

جام‌ زهر می‌نوشم و سینما را ترک می‌کنم

عبدالرشید عظیمی، فلم‌بردار، کارگردان، تهیه‌کننده و فلم‌نامه‌نویس هراتی، دو دهه سابقه‌ی فعالیت در بخش‌های گوناگون هنر سینما دارد.

شغل پدری او رادیوسازی بود و هنگام کودکی به این فکر افتاد که افراد چگونه داخل تلویزیون ظاهر می‌شوند.

زمانی که در ایران مهاجر بود، کنجکاوی در مورد تلویزیون سبب شد دوره‌های حرفه‌ای فلم‌برداری و دیگر بخش‌های سینما را فرا بگیرد. با سقوط رژیم طالبان، به هرات برگشت و فعالیت سینمایی خود را به ‌گونه‌ی رسمی آغاز کرد.

عظیمی تا کنون بیش‌ از ۳۲ فلم کوتاه و بلند سینمایی، مستند و سریال تلویزیونی ساخته و به ‌گفته خودش خود را وقف سینما و هنر کرده است.  او به ‌تازه‌گی تصمیم گرفته که تجهیزات کاری سینمایی خود را لیلام و دنیای سینما را ترک کند. این هنرمند باور دارد که حکومت در صورتی از هنر و هنرمندان حمایت می‌کند که آن‌ها در خدمتش باشند، اما هنرمندان نباید خود و هنرشان ‌را به حکومت‌ها بفروشند. عظیمی تاکید می‌کند که بازرگانان و سرمایه‌داران باید از رشته‌های مختلف هنری به ‌ویژه سینما حمایت کنند و پشتی‌بانی از هنر وظیفه‌ی آن‌ها است.

آقای عظیمی می‌گوید با پول فروش تجهیزات سینمایی که با هرکدام آن‌ها خاطره‌ها دارد و زمانی آرزو داشت آن‌ها را در اختیار داشته باشد، می‌خواهد کسب‌و‌کار تجاری آغاز کند و آینده‌ای بهتر برای خانواده‌اش رقم بزند.

فلمی که غوغا کرد

در سال ۱۳۸۵ خورشیدی فلم ‌سینمایی گل‌چهره که داستان ازدواج زیر سن دختری نوجوان را روایت می‌کند، توسط عبدالرشید عظیمی ساخته شد.

این فلم در جشنواره بین‌المللی فلم‌های مستند کابل به ‌عنوان فلم برتر سال انتخاب شد و چهار جایزه این جشنواره را نیز کسب کرد.

فلم گل‌چهره آن ‌زمان میان مردم گل کرد و شبکه‌های تلویزیونی معتبر و پربیننده در مرکز کشور هم آن‌ را نشر کردند. در این فلم مریم سما، عضو کنونی مجلس نماینده‌گان، نقش گل‌چهره را بازی کرده و در اجرای نقشش بسیار موفق بوده است.

پس از«گل‌چهره»، «عکس‌ یادگاری» یکی دیگر از ساخته‌های پرطرف‌دار عبدالرشید عظیمی است که داستان تجاوز جنسی پسر یک نماینده‌‌ی پارلمان بر دختری نوجوان و انتقام گرفتن از عاملان تجاوز را روایت می‌کند. این فلم‌ سال‌ها پیش در نبود امکانات فنی امروز و با بودجه‌ی مالی اندک ساخته شد و مردم حالا از آن‌ها خاطره‌های زیادی دارند.

آقای عظمی می‌گوید افرادی که از طریق این فلم و هنر سینما به مقام‌های بلند حکومتی و امکانات مالی دست ‌یافته‌اند، حالا سینما و هنرمندان را فراموش کرده و دیگر دغدغه‌ای در مورد این هنر ندارند و شاید از یاد برده‌اند که زمانی از همین سینما رشد کردند و در جایگاه کنونی قرار دارند.

عبدالرشید عظیمی در کنار ساخت فلم‌های سینمایی، ساخت چندین مستند را نیز در کارنامه‌ی خود دارد و تولید مستندی در مورد پیشینه‌ی کاشی‌سازی در هرات از جمله‌ کارهای مشهور او به ‌شمار می‌رود.

سریال‌های تلویزیونی با گویش‌ هراتی

تا چند سال پیش گویش ‌هراتی در فلم و سریال‌ها جایگاه مناسبی نداشت. حتا فلم و سریال‌هایی که در خود هرات تولید می‌شد، با گویش کابلی بود.

برای نخستین‌بار تولید سریالی با گویش‌ هراتی با استقبال کم‌پیشینه‌ی مخاطبان رو‌به‌رو شد. سریال «فیس‌بوک دات‌ کام» داستان کلاه‌برداری‌های انترنتی را روایت می‌کند و در سال ۲۰۱۴ میلادی تولید شده است.

پس از فیس‎بوک دات‌ کام، سریال‌های «زبان ‌زرگری» و «کلک ‌ششم» با داستان مهاجرت به اروپا و تقسیم میراث، با گویش ‌هراتی تولید شد و این مجموعه‌ سریال‌ها با نام سه‌ سریال هراتی شهرت یافت.

علی ‌یعقوبی، نویسنده و وکیل‌احمد صافی، تهیه‌کننده‌ی دو سریال فیس‎بوک دات ‌کام و زبان‌ زرگری هستند و عبدالرشید عظیمی، فلم‌بردار و کارگردان آن‌ها است. عظیمی افزون بر فلم‌برداری و کارگردانی، تهیه‌کننده‌گی سریال کلک‌ ششم ‌را برعهده داشت و پول ساخت این سریال را قرض گرفت.

با ساخت سریال‌های هراتی فصل تازه‌ای در تولید فلم و سریال آغاز شد. هرچند پیش از آن خیلی‌ها با استفاده‌ی گویش ‌هراتی مخالف بودند و آن ‌را سبب شکست سریال می‌دانستند، اما برعکس گویش ‌هراتی باعث استقبال بیش‌تر از سریال شد.

سریال‌های هراتی در سایت یوتیوب بیش از ۴۰ میلیون بازدید داشته و ساکنان ولایت‌های مختلف افغانستان و فارسی‌زبانان ساکن ایران، تاجیکستان و کشورهای اروپایی، گویش ‌هراتی را بسیار شیرین توصیف کرده‌اند.

عظیمی داستانی را بازگو کرد که مسوول یکی از شبکه‌های پربیننده در کابل گفته بود به این شرط حاضر است سریال را نشر کند که گویش‌ هراتی آن حذف و دوباره با گویش کابلی صدا‌گذاری شود، اما این خواست رد شد و سریال از نشر باز ماند.

آقای عظیمی باور دارد که ساخت سریال‌ با گویش‌ هراتی، این گویش را ثبت تاریخ کرده است و سال‌ها بعد اگر این گویش‌ از بین هم برود، سریال‌های او هم‌چنان ماندگار خواهد بود.

سینما حرام نیست، حاضرم با عالمان دین مناظره کنم

چندی پیش رییس حج و اوقاف هرات در گفت‌وگو با روزنامه‌ی ۸صبح با ایده‌ی ساخت سینما در این شهر مخالفت کرد و ساخت مکانی به ‌نام سینما را برای عالمان غیرقابل قبول دانست.

این گفته‌های رییس حج و اوقاف هرات با واکنش‌های زیادی رو‌به‌رو شد و بسیاری‌ از آن انتقاد کردند.

عبدالرشید عظیمی باور دارد دیدگاهی که از سینما نزد برخی مردم و عالمان دین وجود دارد، اشتباه و تحریف شده است. او تاکید می‌کند که سینما حرام و مردود نیست و حاضر است در این مورد با عالمان دیدن مناظره و حرام نبودن سینما را ثابت کند.

آقای عظیمی می‌گوید اگر سینما حرام باشد، پس تماشای فیلم سینمایی «محمد رسول‌الله» و دیگر ساخته‌های اسلامی سینمایی هم حرام است. از دید او، نشر تولیدات سینمایی هندی، ترکی و غربی سبب بدبینی مردم نسبت به هنر سینما شده است، اما محصولات سینمایی تولید شده در افغانستان محتوای اسلامی دارد.

 به‌ گفته‌ی او هنرمندان تلاش می‌کنند با ساخت محصولات داخلی سینمایی مردم را از تماشای سریال‌های خارجی که خلاف فرهنگ و دین افغانستان است، باز دارند، اما برخی عالمان دین به جای حمایت از سینماگران، فتوای حرام و مردود بودن سینما را صادر می‌کنند.

با همه‌ی این‌ها عظیمی می‌گوید که پس از ۲۰ سال فعالیت در سینما، حالا می‌خواهد تمام تجهیزات سینمایی خود را لیلام کرده و «هنر هفتم» را ترک کند.

واگویه‌ای برای «اولین جشنواره فلم سرباز»

او می‌رزمید تا ما آسوده بخوابیم. او میان وحشت آلوده با خون و خاک دست‌وپنجه نرم می‌کرد و این‌گونه با خاک آلوده به خون خویش بت می‌ساخت، بتی که هرگز نگاهی به آن نینداخته‌ایم، چه رسد به این‌که عبادتش کنیم. او را آن‌چنان که شایسته‌اش است، قدر نکرده‌ایم. او رفت تا بمیرد و در مقابلش زنده‌گی ِ ما را در ناآشیانه‌ترین قسمت ممکن خرید. او جنگید و از جشنواره‌‌اش ما فیض بردیم. او رزمید و جایزه‌ او را ما گرفتیم. او خون خویش را ریختاند و تماشای آن به ما رسید. او چه باابهت برخاست تا برای ما کف زده شود. به او می‌گویند سرباز، و چه اسم درخوری! سرداد تا ما جان تازه بگیریم. به احترامش تعظیم و از کارکردهایش استقبال کردیم، بدون این‌که بتوانیم از گرفتن جانش در عذر رویم. او انگار برای مردن انتخاب شده، ولی چه مرگ دردناک قشنگی. او در حقیقت هرگز نخواهد مُرد. او با این مرگ مزه‌دار خویش، خود را جاودان خواهد کرد. در قصه‌ها، فلم‌ها و قلب‌های ما استیلای ابدی خواهد گزید. او با قهرمانی خویش تا همیشه از طریق میراثی که باقی گذاشت، بر ما حکومت و سیطره خواهد داشت و او چه جسورانه قدرت خویش را برای ما از پرده کشید.

هرکسی او نمی‌شود، برای او بودن باید او باشی. یک سلام جانانه از تمام و عمق وجود برای سرباز سرزمین ما، اما بعد، اقبال داشتم که جشنواره‌ اختتامیه سرباز را از نزدیک مشاهده کنم و با جناب آقای محمد مروج‌زاده، یکی از داوران برجسته‌ برنامه و انسانی خبره، سیدرضا محمدی، اندیشمند و اهل ادب و داکتر صحرا کریمی، بانوی راهگشای سینمای ما، آشنا شوم.

جدا از این مباحث چیزی که این جشنواره را برایم متمایز کرد، ایجاد تعامل ملت با حکومت و چند فرهنگی بودن آن بود. جشنواره برای تمام اقوام و تمام ولایات و زبان‌های موجود در کشور اعم از ژانرهای فلم مستند‌، داستانی با داستان‌های بزرگ و کوچک و حتا فلم‌های مبایلی و هم‌چنین پذیرش انیمیشن‌ها گرفته تا همه اطلاعات اکتسابی، مستندی، تصویری و شنیداری بود.

این‌که برای تمام ابعاد حتا صدای برتر فلم سرباز به عنوان تشویق جایزه در نظر گرفته بود، برایم نهایت شیرین بود.

این دیدگاه فراگیر و همه‌شمول را مدیون برگزار‌کننده‌‌های خوب برنامه (وزارت اطلاعات و فرهنگ، وزارت دفاع، وزارت داخله و شورای امنیت ملی به همراهی افغان فلم) و انتخاب داوران خبره و اهل فن به صورت بسیار دلسوزانه هستیم.

این برنامه توانست تا حدودی مرزهای ناشناخته‌گی را جا‌به‌جا کند و همه‌ افغانستانی‌ها را باهم بسیج سازد. این دست‌آورد کوچکی نیست.

متأسفانه تا کنون یک تحلیل تیوریک درباره‌ سربازها و حتا تاریخ افغانستان در خراسان آریا  نشده است. گرچه من دانشجوی حقوق نبوده‌ام، ولی با صراحت می‌توانم بگویم که در هیچ دانشکده‌ای چه حقوقی و چه غیرحقوقی اغلب اساتید تفاوت میان مدرنیته و مدرنیسم را خوب نمی‌دانند. تقصیر آنان هم نیست، شاید فرصت توجه به این موضوع را نداشته‌اند. از این نظر، هنوز یک نقد جدی‌ در مورد جریان مدرنیزاسیون و رابطه مدرنیسم و مدرنیته صورت نگرفته است. نقص جریان مدرنیزاسیون این بود که آمرانه بود، به توسعه سیاسی آن‌چنان اهتمامی نشان داده نشده و آزادی حقیقی از ميان رفته است. همه‌چیز راه خودکامه‌گی در پیش گرفت‌. من فکر می‌کنم که نوسازی را جدی‌تر آغاز کنیم؛ تغییر در دستان و در قدم‌های ما است. جریان ایجاد فستیوال‌ها و جشنواره‌ها و گذاشتن تاریخ می‌تواند شروع‌کننده‌ خوبی باشد و امیدوارم به انحراف کشانده نشود. امروزه در جهان فضاپیماها به مریخ می‌رسند و خراسان آریا هنوز درگیر جنگ است. خراسان آریا  با داستان تاریخ غنی چندین هزارساله‌ خویش هر روز به ‌سوی عقب و عقب‌گرایی سوق داده می‌شود و گرایش مردم وحشت‌زده از جنگ آن به ‌سوی مدرنیته نیست که هیچ، گاهی آن را ننگ می‌دانند که این بسیار وهم‌ناک و حزین‌انگیز است؛ چرا که هیچ تشویقی برای رشد استعدادها و استعدادیابی وجود ندارد. من از چنین برنامه‌هایی به ‌شدت استقبال می‌کنم و از جوانان می‌خواهم که دنبال آن بروند و برای آبادانی و تکفیر جهل و مبارزه با جهل بکوشند؛ چرا که رزمیدن علیه جهل از برترین انواع مبارزه‌ها است. این مبارزه ما را کم‌کم از عقب‌گرایی به سوی توسعه و گسترش سرزمین ما جهت می‌دهد. وانگهی ‌خوب تامل کنید، چه‌قدر شده کوشیده‌ایم دیگران را اصلاح کنیم و تغییر دهیم، بی‌آن‌که به خود نظری اندازیم. بیاییم از خویش آغاز کنیم. با نجات خود، دیگران را نجات داده‌ایم. این یک فردگرایی متمایز (فردگرایی فرامثبت) است که در آن، «من»، منِ منتشر و متکثر و در عین ‌حال منِ متحد است.

نصرت چهره من، به دوست‌داشتن چهره‌های دیگر وابسته است. اگر دیگردوست و غم‌خوار و شادخوار با مردم نباشیم و اگر نتوانیم با آن‌ها بنوشیم و بکوشیم، نجات نخواهیم یافت، هر‌قدر که ریاضت و زهد و عزلت پیشه کنیم. بنابراین این نجات خود، انزواگرایانه و‌ خودخواهانه نیست. چه سقوط و هلاکتی بدتر از خودخواهی و چه ضعفی ضعیف‌تر از انزوا؟ چه نجاتی بالاتر از ایثار؟ کیست آن‌که جان سالم خویش را برای هموطن و دیگران به آغوش مرگ می‌سپارد، جز آن‌که خود نجات‌یافته و جان در گرو دیگری داشته است.

در نجات‌ دادن دیگران ممکن است خود فرد هلاک یا تباه شود، اما اگر پس از نجات خود، دیگری نجات یافت، چنان اتفاق تلخی نخواهد افتاد. برای همین، سرباز ممکن‌ است همیشه قربانی نباشد.

پس بیاییم حتا اگر کشته هم می‌شویم و قربانی می‌دهیم، به راه راستین باشیم و از سرزمین خویش حفظ و مراقب کرده و در آبادانی آن بکوشیم.

سازمان صحی جهان: در ماه گذشته ۳۸۳ تن در پی بیماری تنفسی در خراسان آریا  جان باخته‌اند

۸صبح، کابل: سازمان صحی جهان در گزارشی از افزایش بیماری‌ عفونت حاد تنفسی در دو هفته‌ پسین ماه جنوری سال جاری درخراسان آریا  خبر داده است.

در گزارش سازمان صحی جهان که روز یک‌شنبه، ۱۵ دلو منتشر شد، آمده که در این مدت نزدیک به ۸۴ هزار مورد بیماری حاد تنفسی در خراسان آریا به ثبت رسیده است.

بربنیاد آمارهای این سازمان، از اول جنوری تا ۲۷ این ماه ۱۶۰ هزار و ۷۵۶ مورد بیماری عفونت حاد تنفسی در خراسان آریا ثبت شده است که از این میان ۳۸۳ تن در اثر این بیماری در ۳۴ ولایت کشور جان باخته‌اند.

سازمان صحی جهان تصریح کرده که حد اوسط آمار ثبت‌شده فعلی این بیماری نسبت به زمان مشابه در سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ بیشتر است.

به گفته این سازمان، ۶۲.۹ درصد مبتلایان این بیماری کودکان زیر پنج سال و در مجموع ۴۹.۳ درصد مبتلایان زنان و دختران هستند.

براساس آمار سازمان صحی جهانی، شمار موارد بیماری حاد تنفسی در سال ۲۰۲۳ درخراسان آریا؛ به بیش از یک میلیون و ۳۸۴ تن می‌رسید که ۶۱.۵ درصد آنان را کودکان زیر پنج سال تشکیل می‌دهند.

افزون بر این، در این سال دو هزار و ۷۹۸ تن در سراسر خراسان آریا در نتیجه ابتلا به بیمارهای‌ حاد تنفسی جان باخته‌اند.

گفتنی است که سازمان صحی جهان چند روز پیش نیز اعلام کرده بود که در حال حاضر ۹.۵ میلیون افغان در مناطقی زند‌ه‌گی می‌کنند که به خدمات صحی دسترسی ندارند.

نامه وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ به طالبان: قدرت در حکومت شما در انحصار پشتون‌ اوغان های یک حوزه است

  • نویسنده : قیام خوراسانی
  • منبع خبر : ۸صبح