تاثیر آموزش یادگیری زبان دوم و سوم از کودکی یا در جوانی
تاثیر آموزش یادگیری زبان دوم و سوم از کودکی یا در جوانی
امروزه با پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات بین­المللی، همچنین مهاجرت گسترده افراد به کشور­های مختلف برای زندگی یا تحصیل و یا شغل، اهمیت یادگیری زبان دوم و حتی زبان سوم بین افراد بیشتر شده است. سخن بین مردم عام است اگر بر سه زبان مسلت باشد در تجارت و سفر پیش قدم و راحت هستید و از نظر اجتماعی هم دوستان بیشتر در بین ملت های دیگر دارد

امروزه با پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات بین­المللی، همچنین مهاجرت گسترده افراد به کشور­های مختلف برای زندگی یا تحصیل و یا شغل، اهمیت یادگیری زبان دوم و حتی زبان سوم بین افراد بیشتر شده است. به دنبال این فرایند، والدین رغبت بیشتری دارند تا فرزندشان از کودکی به یادگیری زبان دوم و سوم بپردازد تا در بزرگسالی با چالش یادگیری زبان مواجه نشود. از دیگر دلایل ترجیح والدین برای شروع یادگیری زبان دوم و سوم فرزندشان در کودکی، عقیده آنان به این موضوع است که کودکان بهتر از بزرگسالان می­توانند در فراگیری زبان­هایی غیر از زبان مادری عمل کنند. در این بخش به بررسی این موضوع و همچنین تاثیرات فراگیری زبان دوم و سوم در کودکان می­پردازیم.

 

زهرا حدادپور

کارشناسی روانشناسی  دانشگاه شهید بهشتی تهران

یادگیری زبان دوم

بیش از نیمی از جمعیت جهان در حال یادگیری و یا صحبت کردن به زبانی غیر از زبان مادری خود هستند. در سال­های اخیر رابطه زبان و شناخت در دوزبانه و چند زبانه­ها مورد توجه قرار گرفته است و تاثیر آن بر رشد شناختی، دیدگاه­های متفاوتی را به خود جذب کرده است. برخی معتقدند که دو زبانی و چند زبانی تاثیر مثبتی بر کارکردهای عالی شناختی دارد و در مقابل تحقیقات دیگر آن را عامل نواقص شناختی و حتی عقب‌ماندگی ذهنی می­دانند. لنبرگ(۱۹۶۷) این فرضیه را مطرح کرد که زبان را می­توان فقط در یک دوره حساس به دست آورد؛ یعنی قبل از مسیر تکامل جانبی شدن مغز و در حدود سن بلوغ. در صورت‌بندی اصلی فرضیه این دوره بحرانی فقط باید پیامد­هایی برای فراگیری زبان اول داشته باشد اما آیا این فرضیه در مورد یادگیری سایر زبان­ها نیز صدق می­کند؟ اگر این‌گونه باشد، کودک خردسال زبان دوم و یا سوم بهتری نسبت به بزرگسالان یاد می­گیرد و در نتیجه به سطوح بالاتری از مهارت نهایی در زبان دیگر می­رسد. نتایج به‌دست آمده در تحقیقات مختلف بر روی این فرضیه، شواهدی را علیه آن نشان می­دهد و از فرضیه دوره بحرانی برای یادگیری زبان پشتیبانی نمی­کند. گرچه دیر­کرد و اکتساب تاخیری زبان اول منجر به تغییرات در سازمان عملکردی بزرگسالان می­شود، حتی این دیرکرد تاثیر خود را بر سازمان آناتومیک مغز نیز می­گذارد.

رفتار والدین یکی از موضوعات مهمی است که نه تنها یادگیری کودک را در زبان تحت تاثیر قرار می­دهد، بلکه در کل فرایند تحصیل و یادگیری دانش‌آموز دخیل است. چهار عامل مهم تاثیرگذار والدین عبارت­اند از:

۱- ویژگی­های والدین، خانواده و محل زندگی

۲- باورها و رفتارهای کلی والدین

۳- اعتقادات والدین به ویژه در رابطه با کودک

۴- رفتارهای خاص والدین

همچنین تحقیقات نشان می­دهند که تشویق والدین بر نگرش و انگیزه یادگیری دانش آموز تاثیر می­گذارد. همچنین شرایط محیطی و فشار روانی و اضطراب نیز می­توانند روی اکتساب زبان در انواع مختلف معیارهای پیشرفت زبان، سطوح آموزشی و زبان­های مقصد تاثیرگذار باشند. البته نوع و میزان اضطراب در عملکرد یادگیری دخیل است. برای مثال، اگر اضطراب فراتر از حدی باشد که فرد را برای انجام کاری برمی­انگیزاند، ممکن است عملکرد فرد را مختل کند. از طرف دیگر در یادگیری زبان باید به این نکته توجه داشت که زبان یک عامل فرهنگی است و یکی از بهترین شیوه­های یادگیری زبان، قرارگیری در بافت فرهنگی است که زبان مقصد در آن به عنوان زبان رسمی رایج است. کودکان می­توانند قصد اعمال دیگران را درک کنند و اینکه اقدامات در چهارچوب فعالیت­هایی تنظیم می­شوند که از فرهنگ و شیوه­های آن، درک مشترک و اهداف آن‌ها بروز می‌کنند. به این ترتیب، تقلید نه تنها راهی برای انجام کارهایی است که دیگران انجام می­دهند، بلکه می­تواند راهی برای هم‌سویی با فعالیت­های فرهنگی باشد. بنابراین توسعه یک زبان نیز باید با مشارکت در فعالیت­های فرهنگی که در آن استفاده می­شود، درهم‌آمیخته باشد. مشارکت در فعالیت­های زبانی نیز صرفا یک تلاش زبانی نیست و رفتارها و زبان بدن را هم در بر می­گیرد. هنگامی که انسان در محیط جدیدی قرار می­گیرد معمولا از او انتظار می­رود که مشارکت خود را در فعالیت جمعی در طول زمان افزایش دهد. این عرصه برای کودکان  پیش‌دبستانی و مهدکودکی مهیا است. در این محیط­ها کودک به مرور آماده مکالمه و مشارکت زبانی در یک جمع بزرگ­تر که مدرسه است می­شود. همچنین توسعه زبان تا حدی به استعداد الگویابی انسان متکی است و به روشی الگوسازی شده قابل تقلید است. به این ترتیب، مشارکت در رویدادهای مکرر یک جامعه اجتماعی- فرهنگی ممکن است برای کودکان امکان درک کلمات، معانی آن‌ها و کارکردهای زبانی از مواجهه با آن‌ها را فراهم کند.

تحقیقات نشان داده­اند که یادگیری و استفاده از یک زبان اضافی، بر ساختار و عملکرد مغز تاثیر می­گذارد. برای مثال، از جمله مناطقی که این تاثیر را حس می‌کنند، مناطق درگیر در کنترل شناختی هستند. همچنین دوزبانیِ مادام‌العمر با تاخیر در شروع زوال عقل همراه است و شاید دلیل این موضوع این است که افراد دو زبانه در مقایسه با تک زبانه­ها به افزایش توانایی برای کنترل زبان­ها، حل رقابت زبانی برای جدا نگه داشتن زبان­ها و اجتناب از تداخل زمینه محور نیاز دارند. کنترل زبان از ادغام سیستم­های قشری و زیرقشری متمایز مرتبط با عملکردهای اجرایی کلی پدید می­آید و در افراد دو زبانه به دلیل استفاده گسترده از این سیستم­ها، ارتباطات مغزی قوی­تر توسعه می­یابند و از آنجایی که نواحی مرتبط با کنترل زبان مانند قشر پیش‌پیشانی در برابر پیری آسیب‌پذیرتر هستند، تجربه دو زبانی ممکن است مغز را در برابر بیماری­های مرتبط با سن محافظت کند. همین‌طور بر طبق نتایج تحقیقات انجام شده، هرچه استفاده از زبان­ها و تجربه داشتن در آن‌ها بیشتر باشد، فعال‌سازی واژگانی خودکارتر و تداخل بین زبانی بیشتر می­شود. بنابراین با بزرگ­تر شدن کودکان و انباشته شدن تجربه، اثرات مثبت دو زبانی باید بیشتر شود. می‌توان گفت که تجربه و تمرین طولانی‌مدت با دو زبان تاثیر مثبتی بر عملکرد شناختی دارد؛ حتی این تاثیر مثبت در نوزادانی که در معرض دو زبان قرار می­گیرند نیز گزارش می­شود. محققان این فرضیه را مطرح کردند که کودکان کوچک­تر ممکن است به دلیل تداخل بین زبانی بیشتر، با نیازهای کنترل توجه بیشتری روبه‌رو شوند و یک مزیت دو زبانی را در به‌روزرسانی حافظه کاری و کنترل فعال در سنین پایین­تر می­دانند.

یادگیری زبان سوم

تحقیقات انجام شده در زمینه یادگیری زبان سوم نشان داده اند که سواد در دو زبان، فراگیری زبان سوم را تسهیل می­کند. شواهد بر این نکته اشاره می­کنند که داشتن سواد در زبان مادری، توانایی اکتساب و توسعه زبان سوم را نیز افزایش می­دهد. می­توان گفت شاید علت این امر، ایجاد تجربه بیشتر در فراگیری زبان و انتقال این تجربه به زبان جدید است و یک اثر تعمیم یافته است که صرفا به فعالیت­های مبتنی بر سواد در آن زبان محدود نمی­شود. مطالعات نشان می­دهند که کودکان چند زبانه نسبت به کودکان تک زبانه، تعامل متفاوتی با معلم خود دارند. معلمان هنگام تعامل با کودکان چند زبانه از ارتباطات غیرکلامی بیشتر از زبان پیچیده استفاده می­کنند که این امر فرصت تعامل کودک با معلم را محدود می­کند. علاوه بر این، کودکان چند زبانه ممکن است برای درگیر شدن موثر با فعالیت­های کلاسی با مشکلاتی مواجه شوند؛ احتمالا به این دلیل که در پیروی از قوانین فرهنگی فرهنگ اکثریت مشکل دارند (همان‌طور که گفتیم، زبان و فرهنگ ارتباط پیچیده و درهم‌تنیده­ای با یکدیگر دارند). همچنین رشد زبان کودکان تک زبانه و چند زبانه در سنین قبل از مدرسه و سنین مدرسه متفاوت است که می­توان این تفاوت را در چهار عامل اصلی مورد بررسی قرار داد.

اولین عامل زبان، ارزیابی است که مستلزم در دسترس بودن معیارهای قابل مقایسه برای هر یک از زبان‌های کودک است که گویش صحبت شده توسط کودک را منعکس می‌کند. زبان ارزیابی یکی از توضیحات مناسب برای نمرات کمتر واژگان در میان کودکان چند زبانه است. به طور خاص، مطالعاتی که تنها یکی از زبان‌های کودکان را ارزیابی می‌کنند، نشان داده‌اند که کودکان چندزبانه امتیاز کمتری نسبت به همسالان تک‌زبانه خود دارند؛ به‌ویژه زمانی که کودکان به زبان دوم خود ارزیابی می‌شوند. هنگامی که همه زبان­های کودکان مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، به ویژه زمانی که کودکان چند زبانه، زبان خود را به طور همزمان فرا می‌گیرند، کل نمرات واژگان آن‌ها (یعنی جمع کردن کلمات همه زبان­ها) از تک زبانه‌ها بیشتر است. این نتیجه نشان می‌دهد که کودکان چندزبانه در مقایسه با همسالان تک‌زبانه در کسب کلمات جدید تاخیر ندارند؛ بلکه واژگان آن‌ها در دو زبان توزیع شده‌است.
عامل دوم، سن شروع یادگیری زبان سوم است که اغلب به محیط یادگیری زبان و پیوندهای اجتماعی و عاطفی کودک با هر جامعه زبانی مرتبط است. سن شروع یادگیری زبان سوم نیز برای توضیح تفاوت در نمرات واژگان برای کودکان چندزبانه مشخص شده است. کودکان چند زبانه‌ای که همه زبان­ها را به طور همزمان یاد گرفته‌اند یا چند زبانه‌های هم‌زمان، توانایی‌های متعادل‌تری در بین زبان­های خود دارند. این نتایج در تضاد با کودکانی است که زبان سوم خود را پس از شروع یادگیری دو زبان اول یا متوالی خود آموخته‌اند که اغلب توانایی‌های پیشرفته‌تری در زبان اول و توانایی‌های ضعیف‌تری در زبان دوم خود دارند. برای دو زبانه‌های متوالی این زبان می‌تواند کم‌ترین تجربه را با آنان داشته باشد. البته جای تعجب نیست که ممکن است به تخمین کمتری از اندازه واژگان منجر شود.

سومین عاملی که می‌تواند بر نمرات واژگان تأثیر بگذارد، الگوی قرار گرفتن در معرض زبان فعلی است. میزان قرار گرفتن در معرض زبان، یک عامل پویا است که می‌تواند در طول زمان به دلیل تغییر در استفاده از زبان در خانه، شروع مدرسه یا نقل مکان تغییر کند. برای کودکان چند زبانه هم‌زمان، تفاوت‌هایی را می توان به دلیل میزان قرار گرفتن در معرض هر زبان مشاهده کرد؛ به صورتی که زبانی که در معرض قرار گرفتن بیشتر است، واژگان بزرگ‌تری نسبت به زبانی با مواجهه کمتر خواهد داشت. بسیاری از کودکان چند زبانه متوالی پس از ورود به مدرسه، کاهش سریعی را در مواجهه با زبان­های دیگر خود تجربه می‌کنند که منجر به رشد آهسته‌تر واژگان برای این زبان می‌شود. برای چند زبانه‌های هم‌زمان و متوالی، میزان مواجهه می‌تواند تفاوت‌های مشاهده‌شده در بین کودکانی را توضیح دهد که سن‌های یادگیری زبان مشابهی دارند؛ اما با توجه به مواجهه با زبان متفاوت هستند.
چهارمین عامل زمینه اجتماعی زبانی است که به جامعه وسیع‌تری که کودکان در آن زندگی می‌کنند، اشاره دارد و می‌تواند بر گزینه‌های آموزش، فرصت‌های استفاده از هر یک از زبان‌های کودکان در خارج از خانه و نگرش‌های مربوط به یادگیری دو یا چند زبان تأثیر بگذارد. زمینه اجتماعی- زبانی می‌تواند بر نمرات واژگان کودکان چند زبانه تأثیر بگذارد. اکثر کودکان چند زبانه، زبان اکثریت را در مدرسه می‌آموزند (مثلاً انگلیسی) و زبان­های اقلیت را در خانه یا در جامعه خود می‌آموزند (مثلاً عربی). در مقابل، برخی از کودکان چند زبانه در مناطقی که با زبان‌های مختلف صحبت می‌کنند، با چندین زبان اکثریتی زندگی می‌کنند که در مدرسه استفاده می‌شوند و از حمایت رسمی دولت نیز برخوردار هستند. اما چند زبانه‌های زبان اقلیت عملکرد کمتری نسبت به همتایان تک زبانه خود دارند. زمینه‌های اجتماعی- زبانی نیز ممکن است برخی از تفاوت‌های مشاهده شده در مطالعات را توضیح دهد. به طور خاص، تفاوت در زمینه‌های زبانی- اجتماعی ممکن است نتایج بلندمدتی مانند کاهش واژگان زبان اول در پایان دبستان ایجاد کند. به نظر می‌رسد بافت زبانی- اجتماعی به توانایی‌های زبانی و نتایج بلندمدت کودکان دو زبانه کمک می‌کند.

نقش زبان انگلیسی در سفر

انسان‌ها بدلایلی مانند تحصیل یا کسب یک مهارت، درمان، دیدن زیبایی­‌های کشورهای دیگر، شرکت در مسابقات ورزشی و دیگر موارد، به کشور خارجی سفر ­کنند. سفر کردن باعث می­‌شود تا انسان خود و دنیای پیرامون خود را بهتر بشناسد و به او فرصت می‌­دهد تا شهامت، قدرت تحمل، دانش و دیدگاه خود را تقویت کند. حال برای کسب چنین تجربه‌ای، آموختن زبان انگلیسی که یک زبان بین‌­المللی و رایج در سایر کشورها می­‌باشد الزامی است. آموزش زبان و یادگیری آن احساس نگرانی شما را از حضور در یک کشور بیگانه برطرف می­‌کند. در واقع آموزش زبان سبب می‌­شود تا سفر یا گردش شما با شناخت عمیق­‌تری صورت گیرد زیرا در زمان یادگیری شما با بسیاری از خصوصیات فرهنگی و اجتماعی ملت­‌های دیگر آشنا می‌­شوید و این موضوع باعث می­‌شود که شما در آنجا یک رفتار نادرست اجتماعی انجام ندهید. به عنوان مثال انعام دادن به یک گارسن در ژاپن یک رفتار توهین‌­آمیز محسوب می‌­شود و بسیار موارد دیگر.

http://file.tesmino.ir/content/35493416/image_99c2dbeeb31d9d0d247874e58c0fefa4c764591a.png

مزایای یادگیری زبان

زمانی که وارد یک کشور خارجی می شوید باید بتوانید با مردم آن کشور ارتباط برقرار کنید در غیر این صورت با یک سردرگمی بزرگ مواجه می‌شوید مگر این که همراه خود یک مترجم داشته باشید. همچنین به همراه داشتن مترجم زمانی کاربرد دارد که سفر شما چند روزه باشد. چنانچه بخواهید یک ماه یا بیشتر در آن کشور بمانید دیگر مقرون به صرفه نخواهد بود؛ بنابراین یادگیری زبان انگلیسی به شما کمک می کند که بدون نیاز به کسی یا بدون هزینه خودتان براحتی صحبت کنید و از سفر خود لذت ببرید. دیگر آن که فراگیری یا آموزش زبان انگلیسی سبب می شود تا زمانی که در یک مکان عمومی مانند رستوران، پارک، نمایشگاه و… هستید با ساکنین همان کشور یا کسانی که مثل خودتان مسافر هستند معاشرت کنید، با فرهنگ آداب و رسوم و اعتقادات آنان آشنا شوید، از تجربیات آنها استفاده و یا تجربیات خود را به آنها انتقال دهید و فرهنگ و تاریخ کشور خود را به دوستان خارجیتان معرفی کنید.

این حس که خودتان می‌توانید با دیگران ارتباط برقرار کنید و نیازهای خودتان را برطرف کنید به شما اطمینان خاطر و اعتماد بنفس بیشتری می‌دهد و این حس باعث تقویت روحیه شما در یک کشور بیگانه و احساس غربت کمتری در آنجا می­‌شود. اگر تابحال برای آموزش زبان اقدامی نکرده‌­اید و قصد دارید در آینده به یک کشور خارجی سفر کنید بهتر است از هم اکنون آموزش زبان را شروع کرده و بسیاری از اصطلاحات و زمان استفاده از آنها را یاد بگیرید. با توجه به برنامه­ ریزی سفری که در پیش دارید می­‌توانید در کلاس­‌های فشرده یا غیرفشرده شرکت کنید و اگر در حال حاضر برنامه سفری ندارید باز هم یادگیری زبان را شروع کنید زیرا بسیاری از اتفاقات زندگی بدون پیش‌­بینی رخ می­‌دهد و بهتر است از قبل خود را برای قرار گرفتن در چنین موقعیتی آماده کنیم. شاید بگویید ما با یک تور یا گروهی از دوستان به سفر خارجی می­‌رویم و همسفرانمان با زبان انگلیسی آشنایی دارند و نیازی به یادگیری نداریم اما این کار لذت سفر شما و همسفرتان را کم می‌­کند.

 مکالمه زبان

زمانی که شما به مکالمه زبان انگلیسی مسلط می­‌شوید استقلال پیدا می­‌کنید تا خودتان خیلی راحت سؤالات خود را از دیگران بپرسید و پاسخ آنها را بشنوید یا برای خودتان دوستان بین‌­المللی پیدا کنید. آموزش زبان برای سفر به بسیاری از کشورها دارای اهمیت می‌­باشد حتی اگر یادگیری آن برایتان سخت یا وقت­‌گیر است با اصطلاحاتی که در سفر کاربردی­‌تر است آشنا شوید مثلاً در فرودگاه از شما سؤالاتی را می­‌پرسند که باید قادر باشید آنها را درک کرده و به آنها پاسخ دهید. در گمرک، در هتل و یا حتی ممکن است که در راه گم شوید و از دوستانتان جا بمانید باید بتوانید تا از یک پلیس کمک بخواهید. یادگیری مکالمه زبان با دانستن مزایای بسیاری که در آینده برایتان به ارمغان خواهد آورد و انتخاب یک آموزشگاه مناسب برای شروع یا تقویت آموزش زبان کار سختی نیست و تنها به پشتکار شما بستگی دارد که چقدر خود را ملزم به یادگیری می­‌کنید.

 


 

http://file.tesmino.ir/content/35493416/image_a0b335d38674c58ddb40cb3571111f22379641d9.png

زمانی که شما قادر به مکالمه زبان انگلیسی  باشید این آزادی را دارید که هر زمان که خواستید برای خرید به بازار بروید و منتظر دیگران نمانید یا برای گردش به جاهای دیدنی، پارک، سینما و… بروید، در بین مردم قرار بگیرید و تفاوت‌­های بین ملت­‌ها را از نزدیک ببینید، از غذاهای موردعلاقه، نحوه زندگی، شادی و غم­‌هایش، تفاوت در قیمت‌­ها، از چیزهایی که برایشان باارزش یا بی‌­ارزش است و بسیاری چیزهای دیگر را از نزدیک حس کنید و با کسانی که دوست می­‌شوید عکس بگیرید و از سفر خود نهایت لذت را ببرید و این حس خوب را به دیگران منتقل کنید و بدانید یادگیری یا آموزش زبان به شما یک منزلت اجتماعی می­‌دهد زیرا در هر سنی که باشید این استقلال، به شما کمک می‌­کند تا مهارت­‌های اجتماعی­تان را بالا ببرید و با شناخت بهتری با آنها ارتباط برقرار کنید. شما می­‌توانید با برنامه‌­ریزی و ایجاد انگیزه در خود موقعیتی را برای خود فراهم کنید تا با فراگیری زبان انگلیسی اوقات آرام­‌بخشی را در یک سفر خارجی داشته باشید.

چه سن و سالی برای یادگیری زبان مناسب‌تر است؟

  • سوفی هارداک
  • بی‌بی‌سی
نوجوانان نسبت به کودکان امتیازات بیشتری برای یادگیری یک زبان جدید دارند

منبع تصویر، GETTY IMAGES

توضیح تصویر، نوجوانان نسبت به کودکان امتیازات بیشتری برای یادگیری یک زبان جدید دارند

صبح پر‌جنب‌و‌جوش پاییزی در یک مهد‌کودک اسپانیایی، مهد‌کودکی دو‌زبانه در شمال لندن.

والدین به کودکان نوپای خود کمک می‌کنند که کت و کلاه‌های دوچرخه‌سواری خود را درآورند. معلم‌ها بچه‌ها را در آغوش می‌گیرند و با لحنی شاد به زبان اسپانیایی به آنها خوش‌آمد می‌گویند:”صبح‌بخیر!”

در زمین بازی، دختر کوچکی می‌خواهد که موهایش را “دم‌اسبی” کند و از واژهٔ اسپانیایی آن استفاده می‌کند و بعد توپ را می‌اندازد و به انگلیسی می‌گوید : “بگیرش!”.

کارمن رامپرساد، مدیرمهد‌کودک می‌گوید: “در این سن، بچه‌ها زبان را یاد نمی‌گیرند، در ذهنشان اندوخته می شود”.

به نظر می‌رسد که این نتیجه را از آسان حرف زدن رشک‌برانگیز این موجودات کوچک اطرافش گرفته است.

کودکان

منبع تصویر، GETTY IMAGES

توضیح تصویر، کودکان مهارت بیشتری برای یادگیری لهجه‌های بومی دارند

برای خیلی از این بچه‌ها، زبان اسپانیایی، زبان سوم یا حتی چهارم‌شان است. زبان‌های مادری آنها کرواتی، عبری، کره‌ای و هلندی است.

وقتی آن را با تلاش‌های بیشتر بزرگسالان در کلاس‌های زبان مقایسه می‌کنیم به راحتی می‌توانیم نتیجه بگیریم که خیلی بهتر است آموزش زبان را در خردسالی شروع کنیم.

اما پژوهش‌های علمی تصویر پیچیده‌تری از تکامل و تکوین ارتباط ما با زبان در طول زندگی ارائه می‌دهد که در آن دلایل بیشتری برای شروع یادگیری دیرتر زبان جدید وجود دارد.

به طور کلی، مراحل گوناگون زندگی هر کدام مزایایی برای یادگیری زبان دارند.

در نوزادی ما صدا‌های مختلف را بهتر تشخیص می‌دهیم، کودکان نوپا می‌توانند لهجه‌های بومی را به سرعت و مهارتی باورنکردنی فرا‌بگیرند.

افراد بزرگسال، میزان تمرکز و توجه بیشتری دارند و مهارت‌های اساسی آنها مانند توانایی خواندن و نوشتن هم به آنها امکان می‌دهد که مدام دامنهٔ واژگان خود را حتی در زبان مادری خودشان، وسعت بخشند. عوامل دیگری به جز سن در یادگیری زبان مؤثرند مانند شرایط اجتماعی، روش‌های آموزشی و حتی عشق و دوستی می‌تواند بر تعداد زبان‌هایی که بلد هستیم و خوب یاد گرفتن این زبان‌ها اثر داشته باشد.

از مغز خود بهترین استفاده را بکنید

بزرگسالان

منبع تصویر، GETTY IMAGES

توضیح تصویر، بزرگسالان بهتر قواعد دستور زبان را یاد می‌گیرند

آنتونلا زوراس، استاد زبان‌شناسی تکوینی و مدیر مرکز امور چند‌زبانه در دانشگاه ادینبورگ می‌گوید:” همه‌چیز با افزایش سن رو به سراشیبی نمی‌رود”.

او مثالی می‌زند از آنچه به عنوان “یادگیری صریح” شناخته می‌شود: یادگیری زبان در کلاس درس و از معلمی که دستور زبان را توضیح می‌دهد.

زوراس می‌گوید:”بچه‌های کوچک در یادگیری صریح خوب نیستند چون مهارت‌های شناختی ندارند و میزان توجه و حافظهٔ آنها هم محدود است”.

بزرگسالان در این زمینه بهتر هستند.

او اضافه می‌کند:”پس این امری است که با افزایش سن بهبود پیدا می‌کند”.

برای مثال پژوهشگران اسرائیلی در پژوهشی دریافتند که بزرگسالان در یادگیری قواعد زبان‌های ساختگی و به کار بردن آن با واژه‌های تازه در شرایط آزمایشی بهتر عمل می‌کنند.

پژوهشگران سه گروه جداگانه را بررسی کردند: گروه ۸ ساله‌ها، گروه ۱۲ ساله‌ها و بزرگسالان جوان. بزرگسالان از هر دو گروه کم‌سن‌تر امتیاز بیشتری آوردند و حتی گروه ۱۲ ساله‌ها از بچه‌های کوچک‌تر بهتر عمل کردند.

یادگیری زبان

منبع تصویر، GETTY IMAGES

توضیح تصویر، تحقیقات نشان می‌دهد که نوجوانان اطلاعات بیشتری از جهان دارند و بهتر مفاهیم جدید را درک می‌کنند

این پژوهش نتایج پژوهش طولانی‌مدت دیگری روی ۲۰۰۰ فرد دو زبانهٔ کاتالانی ـ اسپانیایی که انگلیسی یاد می‌گرفتند را هم تائید کرد: افراد با سن بالاتر زبان جدید را سریع‌تر از جوان‌تر‌ها یاد می‌گرفتند.

توانایی مغز بزرگسالان جوان

پژوهشگران در اسرائیل دریافتند که شرکت‌کنندگان مسن‌تر از مهارت‌هایی که بر اثر پختگی و تجربه کسب کرده‌اند استفاده می‌کنند مانند مهارت‌های راهبردی حل مسئله و تجربه‌های زبانی گسترده‌تر.

به عبارت دیگر زبان‌آموزان مسن‌تر خودشان و جهان را بهتر می‌شناسند و می‌توانند از این شناخت و آگاهی برای پردازش اطلاعات جدیدی که دریافت می‌کنند، استفاده کنند.

آنچه بچه‌ها در آن مهارت دارند یادگیری غیر‌صریح است: شنیدن از افراد بومی و تقلید از آنها اما این نوع یادگیری نیاز به گذراندن زمان طولانی با افراد بومی هر زبان دارد.

در سال ۲۰۱۶، مرکز امور چند‌زبانه دانشگاه ادینبورگ گزارشی از تدریس زبان ماندارین در مدرسه‌های ابتدایی منتشر کرد.

آنها دریافتند که یک ساعت در هفته آموزش تفاوت معنا‌داری در میان بچه‌های پنج‌ساله ایجاد نمی‌کند.

اما فقط نیم‌ساعت بیشتر و با حضور فردی بومی باعث می‌شود بچه‌ها نکاتی از این زبان که حتی یاد گرفتنش برای بزرگسالان هم سخت است، مانند آوا‌های این زبان را به راحتی یاد بگیرند.

یادگیری آسان

همه ما به طور طبیعی زبان‌‌دان هستیم. در ابتدای کودکی ما تمام ۶۰۰ صامت و ۲۰۰ مصوتی که تمام زبان‌های دنیا را تشکیل می‌دهد، می‌شنویم.

نوزادان

منبع تصویر، GETTY IMAGES

توضیح تصویر، حتی نوزادان تازه به دنیا آمده هم با لهجه گریه می‌کنند، به تقلید از حرف‌هایی که در رحم مادر شنیده‌اند

در سال اول زندگی، مغز ما شروع به تخصصی شدن می‌کند و با صدا‌هایی که بیشتر می‌شنویم، همساز می‌شود.

نوزادان به زبان مادری خود غان‌و‌غون می‌کنند. آنها حتی با لهجه گریه می‌کنند و آن زبانی را تقلید می‌کنند که در دوران جنینی در شکم مادر خود شنیده‌اند.

این تخصصی شدن هم‌چنین به معنای از دست دادن مهارت‌هایی است که به آنها نیاز نداریم: نوزادان ژاپنی می‌توانند به راحتی تفاوت صدای میان “آی” و “آر” را تشخیص بدهند اما این کار برای بزرگسالان ژاپنی دشوار است.

زوراس می‌گوید تردیدی نیست که سال‌های اولیه زندگی برای یادگیری زبان خودمان خیلی اهمیت دارد. تحقیقات روی کودکان رها‌شده یا جدا‌مانده نشان داده است که اگر زبان انسانی را در دوران کودکی یاد نگیریم در آینده به راحتی نمی‌توانیم آن را فرابگیریم.

اما جالب اینجاست که این الگو در مورد یادگیری زبان خارجی صدق نمی‌کند.

دانیلا ترنکیک، استاد روان‌شناسی زبان در دانشگاه یورک می‌گوید: “مهم‌ترین نکته‌ای که باید دریابیم این است که بسیاری عوامل دیگر بیش از سن بر یادگیری زبان اثر دارند”.

زندگی بچه‌ها به طور کامل با زندگی بزرگسالان تفاوت دارد.

وقتی ما مهارت‌های زبانی کودکان و بزرگسالان را با هم مقایسه می‌کنیم به گفته ترنکیک “دو چیز مشابه را با هم مقایسه نمی‌کنیم”.

وقتی یه خانواده‌ای به کشور دیگری می‌رود کودکان معمولا سریع‌تر زبان آن کشور را یاد می‌گیرند- اما این ممکن است به خاطر احتیاج باشد‌

منبع تصویر، GETTY IMAGES

توضیح تصویر، وقتی یه خانواده‌ای به کشور دیگری می‌رود کودکان معمولا سریع‌تر زبان آن کشور را یاد می‌گیرند- اما این ممکن است به خاطر احتیاج باشد‌

وقتی لازم است

ترنکیک خانوده‌ای را مثال می‌زند که برای زندگی به کشور دیگری مهاجرت کرده‌اند.

به طور معمول، بچه‌ها زودتر از والدین زبان جدید را یاد می‌گیرند.

بچه‌ها احساس ضرورت بیشتری در یادگیری زبان می‌کنند از آنجا که تسلط بر زبان برای بقای اجتماعی آنها حیاتی است: دوست پیدا کردن، پذیرفته شدن و جا افتادن در جامعهٔ جدید.

از طرف دیگر والدین آنها بیشتر تمایل دارند تا با کسانی معاشرت کنند که آنها را می‌فهمند مانند مهاجران دیگری مثل خودشان.

ترنکیک می‌گوید: “از دیدگاه من، ایجاد پیوند و رابطه‌های عاطفی باعث می‌شود در یادگیری زبان بهتر باشید” .

بزرگسالان هم می‌توانند این پیوند عاطفی را ایجاد کنند و لازم نیست که فقط از طریق عشق یا دوستی با افراد بومی باشد.

در پژوهشی که در سال ۲۰۱۳ روی بزرگسالان بریتانیایی در کلاس مقدماتی آموزش زبان ایتالیایی انجام شد دریافتند آنها که خوب پیش نمی‌رفتند با ایجاد پیوند با معلم و زبان‌آموزان دیگر، زبان را بهتر یاد گرفتند.

ترنکیک می‌گوید: “اگر افراد هم‌فکری پیدا کنید، احتمال بیشتری دارد که در زبان پیشرفت کنید و البته باید پشتکار داشته باشید”.

“و این همان نکتهٔ اصلی است. باید سال‌ها صرف یادگیری زبان کنید. سال‌هایی که اگر انگیزهٔ اجتماعی برای آن وجود نداشته باشد به سختی می‌شود این پشتکار را حفظ کرد”.

جریانی به طول زندگی

اوایل امسال، پژوهشی در ام‌آی‌تی انجام شد که با نظر‌سنجی آنلاین از حدود ۶۷۰،۰۰۰ نفر نشان داد برای یادگیری دستور زبان انگلیسی در حد فردی بومی بهتر است یادگیری از حدود ۱۰ سالگی شروع شود چون پس از آن این توانایی کاهش پیدا می‌کند.

یادگیری زبان

منبع تصویر، GETTY IMAGES

توضیح تصویر، حتی افراد بومی هم هر روز تا حدود میانسالی روزی یک واژه جدید یاد می‌گیرند

هر چند این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که ما همانطور که خودمان در طول زمان بهتر می‌شویم در زبان هم می‌توانیم بهتر شویم.

برای مثال، ما در حدود ۳۰ سالگی می‌توانیم به طور کامل دستور زبان مادری خود را یاد بگیریم.

در پژوهش جداگانهٔ دیگری که به طور آنلاین انجام شد دریافتند که حتی افراد بومی هم هر روز تا حدود میان‌‌سالی روزی یک واژه جدید یاد می‌گیرند.

ترنکیک اشاره می‌کند که در پژوهش ام‌آی‌تی موضوع خاصی تحلیل شده است: توانایی، دقت و درستی افراد بومی در زمینه دستور زبان. نتیجه این پژوهش در مورد میانگین زبان‌آموزان چندان صدق نمی‌کند.

چرا زبان‌های دیگر را بیاموزیم؟

ترنکیک می‌گوید: “گاهی از من می‌پرسند که بزرگ‌ترین فایدهٔ یادگیری زبان خارجی چیست؟ آیا درآمدم بیشتر می‌شود؟ باهوش‌تر می‌شوم؟ سالم‌تر می‌مانم؟”

یادگیری زبان

منبع تصویر، GETTY IMAGES

توضیح تصویر، هیچ وقت برای یادگرفتن دیر نیست

او می‌گوید: “درواقع بزرگترین امتیاز دانستن زبان‌های خارجی، توانایی ارتباط برقرار کردن با آدم‌های دیگر است”.

ترنکیک خودش از صربستان آمده است. او در حدود بیست‌سالگی پس از آنکه به بریتانیا آمد، زبان انگلیسی را به خوبی آموخت.

او می‌گوید هنوز گاهی اشتباهات دستوری می‌کند به‌ویژه وقتی خسته باشد یا استرس داشته باشد.

“با وجود همه اینها مهم این است که می‌توانم کارهای جالبی به زبان انگلیسی انجام دهم”. او در ایمیلی می‌نویسد “می‌توانم از ارزشمندترین آثار ادبی لذت ببرم، می‌توانم متن‌های پر‌مفهوم و صحیح با کیفیتی قابل انتشار بنویسم”.

در حقیقت، او در آزمون ام‌آی‌تی به عنوان گوینده بومی زبان انگلیسی طبقه‌بندی شده است.

در مهد‌کودک اسپانیایی، جایی که یک طرف معلم‌ها مشغول خواندن آواز „تولدت مبارک” به زبان اسپانیایی هستند و در گوشهٔ دیگر کتاب گرافالو به زبان عبری روی میز است و مدیر مهد‌کودک خودش کسی است که در بزرگسالی زبان یاد گرفته است.

کارمن رامپرساد در رومانی بزرگ شده است و زبان انگلیسی را به وقتی حدود بیست سالش بوده است و به خارج آمده، به‌خوبی یاد گرفته است. بچه‌های او زبان اسپانیایی را در مهد‌کودک کسب می‌کنند؛ اما شاید ماجرا‌جوترین زبان‌دان همسر او باشد. او در ترینیداد به دنیا آمده است، زبان رومانیایی را از والدین خود یاد گرفته است که در نزدیکی مرز مولداوی زندگی می‌کردند.

کارمن می‌گوید: “زبان رومانیایی او عالی است. او با لهجه‌ٔ مولداویایی حرف می‌زند. فوق‌العاده است”.

 

[اختلال بینایی و بینایی تاری دید / و نقش موثر یادگیری زبان دوم

  • نویسنده : قیام خوراسانی
  • منبع خبر : چرب زبان