هلال حاصلخیز» کجاست؟
هلال حاصلخیز» کجاست؟
از منظر زمین‌شناسی، هلال حاصلخیز محل تقاطع صفحات تکتونیکی ایران، آفریقا و شبه‌جزیره عرب است سومری های” سر سیاه” همراه با اکدی های “سامی” و باشندگان نخستین جنوب میانرودان تمدنی را پایه گذاری نمودند

 

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

«هلال حاصلخیز» که اغلب آن را به عنوان «گهواره تمدن» می‌شناسند، منطقه‌ای نیم‌دایره‌ای در شرق دریای مدیترانه است که حوزه‌های سه رودخانه بزرگ نیل و دجله و فرات را در بر می‌گیرد.

این منطقه بخشی از کشورهای مدرن مصر، اسرائیل، لبنان، اردن، سوریه، و عراق است، و سواحل دریای مدیترانه در غرب آن قرار دارد. از منظر زمین‌شناسی، این منطقه محل تقاطع صفحات تکتونیکی ایران، آفریقا و شبه‌جزیره عرب است.

جیمز هنری برستد (1865-1935)، مصرشناس آمریکایی دانشگاه شیکاگو، اصطلاح هلال حاصلخیز را باب کرد. او در کتاب سال 1916 خود تحت عنوان «دوران باستان: تاریخچه جهان اولیه» درباره این پدیده جغرافیایی نوشت.

این اصطلاح به سرعت مورد اقبال جامعه علمی قرار گرفت، که برای توصیف منطقه مذکور از آن استفاده می‌کنند. عموم کتاب‌های امروزی درباره تاریخ باستان به هلال حاصلخیز اشاره می‌کنند.

برستد هلال حاصلخیز را حاشیه قابل کشت دو صحرا می‌دانست، که نیم‌دایره‌ای داسی‌شکل است که بین کوه‌های اطلس آناتولی و صحرای سینای مصر قرار دارد. نقشه‌های مدرن نشان می‌دهند که بخش حاصلخیز رودخانه‌های اصلی منطقه و همچنین بخشی طولانی از خط ساحلی دریای مدیترانه در هلال حاصلخیز است.

اولین مراکز تمدن بشری در هلال حاصلخیز شکوفا شدند. حدود 6000 سال پیش، شهرهای اولیه سومری مانند اریدو و اوروک احداث شدند، برخی از اولین گلدان‌های تزئین‌شده، دیوارپوش‌ها و گلدان‌ها ساخته شدند، معابد بزرگ و تزئین‌شده برای سپاسگزاری از خدایان مختلف تاسیس شدند، و تجارت در سطح گسترده آغاز شد.

با این وجود، در زمان سقوط امپراتوری روم، از عموم تمدن‌های بزرگ هلال حاصلخیز چیز زیادی باقی نمانده بود. بسیاری از زمین‌های حاصلخیز این منطقه در حال حاضر به دلیل تغییرات آب و هوایی و سدهایی که ساخته شده است، به بیابان تبدیل شده‌اند. علاوه بر این، در دوران مدرن این منطقه شاهد جنگ‌های بی‌پایان بر سر قدرت، نفت، زمین، و مذهب بوده است.

 

 

به بین‌النهرین ـ که در زبان فارسی بهش «میان‌رودان» هم میگن ـ لقب «گهواره‌ی تمدن» رو داده‌اند. این تمدن رو قدیمی‌ترین و بزرگترین تمدن جهان باستان می‌دونند. دست‌آوردهای این تمدن نه تنها تاریخ هنر، که موضوع اصلی این پادکست هست، بلکه تاریخ بشر رو متحول کرد.

نویسنده: حنا طباطبایی

منطقه‌ای که برای آمریکا از خاورمیانه هم مهم‌تر است

 

 

منطقه‌ای که برای آمریکا از خاورمیانه هم مهم‌تر است

برای مهار نقش روسیه و انزوای ایران و محاصره چین دیگر هیچ راهی وجود ندارد به جز تسلط بر گذرگاه ورودی به منطقه هلال حاصلخیز؛ منطقه‌ای که براساس استراتژی روس‌ها شاه کلید مسکو به شمار می‌رود.

 به گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، تحولات ژئو استراتژیک و اقتصادی جهان و پیامدهای آن بر مشرق زمین عنوان پژوهشی است که ریاض عید تحلیلگر مسایل راهبردی منطقه در آن موقعیت منطقه هلال حاصل خیز در استراتژی‌های بین‌المللی و انعکاس درگیری این استراتژی‌ها بر هلال حاصلخیز را مطرح کرده است.

(منطقه “هلال حاصلخیز” نام بخش تاریخی از خاورمیانه است که نخستین بار از سوی جیمز هنری بریستد باستان شناس دانشگاه شیکاگو بر این بخش از جهان گذاشته شد. این منطقه از غرب به دریای مدیترانه، از شمال به شمال سوریه، از جنوب به شبه جزیره عربستان و از شرق و جنوب شرقی به خلیج فارس محدود می‌شود. این منطقه که امروزه کشورهای مصر، فلسطین اشغالی ، لبنان و نیز کرانه باختری رود اردن و نوار غزه و بخش‌هایی از اردن، سوریه، عراق، جنوب شرقی ترکیه، غرب و جنوب غربی ایران را دربرمی‌گیرد، با رودهای نیل، دجله، فرات و رود اردن سیراب می‌شود. جمعیت هلال حاصل خیز را امروزه نزدیک به 120 میلیون یا دست کم یک ‌چهارم جمعیت کل خاور میانه تخمین می‌زنند .)

نویسنده در این پژوهش به نظریه اوراسیا (اتحاد بین اروپا و آسیا) به عنوان چالش اساسی استراتژی آمریکا با هدف ممانعت از ایجاد این اتحاد جهت تسریع در روند تجاوز به منطقه در بخش‌های مختلف آن شامل هلال حاصلخیز یا آفریقا یا سواحل اقیانوس آرام در آسیا پرداخته و در پنج موضوع مختلف نتایج خود را ارائه کرده است.

رویکرد عمومی دنیا در چارچوب درگیری‌های بین‌المللی برای تحمیل نظام چند قطبی در تقابل نظام تک‌قطبی به نمایندگی آمریکا  به سمت فراکسیون‌های فراقومیتی پیش رفته است. فراکسیون‌های فراقومیتی مفاهیم جدیدی برای تمامیت و امنیت کشورها ارائه کرده و محورهای متخاصم ملزم به هماهنگی با یکی از این محورها در جهت تأمین منافع خود هستند.

سقوط نظام سرمایه‌داری و ضعف قدرت آمریکا برای کنترل جهان فرصتی را برای کشورهای هلال حاصلخیز فراهم آورد تا انتفاضه را بر ضد توافق سایکس پیکو انجام دهند. درگیری‌های موجود در قرن 21 به نفع گروهی خواهد بود که بتواند تسلط بر منطقه هلال حاصلخیز را به دست آورد، چرا که علاوه بر منابع انرژی موجود در این منطقه جغرافیای سیاسی آن را نیز به نفع خود مورد بهره‌برداری قرار می‌دهد.

جنگ انرژی که در این منطقه در گرفته به سقوط برخی رژیم‌های عربی و حذف رویکردهای اخوانی و تکفیری و همچنین جریان موهوم پان عربیسم و نظام قومی عربی منجر شده است. به این ترتیب منطقه هلال حاصلخیز در محوریت سه پروژه قرار گرفتن است: اول پروژه یهودی صهیونیستی که با بخش رویکردهای وهابی و اخوان در خلیج فارس تلاقی پیدا کرده است. دوم پروژه اخوانی و ترکی که با ائتلاف چهارجانبه عربستان ، قطر ، امارات و کویت تلاقی دارد. سوم: پروژه ایرانی و محور مقاومت که شامل ائتلاف‌هایی گسترده شده از لبنان تا سوریه و عراق و یمن می‌شود، این پروژه حتی حمایت اجلاس همکاری های شانگهای را نیز جلب کرده است، پروژه مذکور در منطقه هلال حاصلخیز بر اساس ائتلاف سیاسی و اقتصادی به همراه روسیه و چین وارد مبارزه با آمریکا شده است.

تصویر نقشه تمدن های هلال حاصل خیز میان رودان نظیر آشور و اکد و بابل و سومر.

به جایگاه دریای سیاه در بالای هلال حاصل خیز میان رودان و خلیج فارس در جنوب نگاه نمایید.

مردمان تمدن های سومر و اکد و بابل و آشور دریای بالا را دریای غروب آفتاب و دریای پایین را دریای طلوع خورشید می دانستند.

 

 

شهر های سومر

منزلگاه های خرد

سومر

در اواخر هزاره چهارم پیش از میلادی ، تمدنی در دلتای میانرودان( بین النهرین) پا گرفت که تمدن سومری خوانده می شود.  این قوم را با نام “سر سیاهان “می شناسند و گفته میشود که بدلیل تغییر شرایط اقلیمی  به این منطقه مهاجرت کرده اند  و با باشندگان این نواحی  درآمیختند. بزودی اقوام جدید سامی  نیز از شبه جزیره عربستان  به آنها افزوده شدند .از آمیزش این اقوام، نخستین تمدن میانرودان  شکل گرفت که دستاوردهای  آن تاثیرات دیر پایی بر تمدن های خاورمیانه و فراتر از آن بر سراسر مدیترانه بر جای گذاشت .

 

 

کشف تمدن سومر از طریق “خشایار شاه”!

تمدن سومر تا سده نوزدهم ناشناخته بود . از کاوشهای باستان شناسان آلمانی و انگلیسی در جنوب عراق ، هزارن تابلت گلی کشف شد که خواندن انها  را کسی نمیدانست، تا اینکه یک باستان شناس انگلیسی از سنگ نوشته های سه زبانه در تخت جمشید سرنخی  برای رازگشایی این تابلت ها یافت : این کتیبه ها به زبان های ایلامی، اکدی و آرامی نگاشته شده بود . مشاهده واژه “حشایار شاه”  ، که برای باستان شناس مذکور از طریق نوشته های یونانی آشنا بود ، او را به کشف زبان اکدی و سپس  به خواندن  زبان سومری توانا ساخت . خواندن تبلت های سومری سر منشا بسیاری از اسطوره ها و دستاوردهایی  شد که تا آن زمان به تمدن بابل و آشور  نسبت داده می شد. بدین سان در شناخت تاریخ میانرودان، ایران و ادیان ابراهیمی افق های جدیدی گشوده شد

از جهت اقلیمی “هلال حاصلخیز ” که از همین دلتای رودهای دجله و فرات  اغاز می شود برای کشت غلات و حفظ و نگهداری ان به سبب هوای خشک ان اقلیم  بسیار مناسب   است. اما در این منطقه سیلاب های فصلی امکان کشت و کار را محدود می کند . هنر باشندگان جدید منطقه این بود که توانستند طغیان آب رودخانه ها را با ایجاد کانال ها و سد های متعدد  کنترل کنند و  با ایجاد یک سیستم آبیاری کنترل آب رودخانه ها را در خدمت گسترش بهره وری کشاورزی  مورد استفاده قرار دهند.تا جایی که از کاشت هر دانه گندم بین هفتاد تا هشتاد دانه محصول بدست می آمد ، رقمی که حتی تا اوایل سده بیست در برداشت گندم کم نظیر بود.

 

 

 

در سایه توسعه تولید کشاورزی ، روستا های کوچک  گسترش یافت و در جا بجای  جنوب “هلال حاصلخیز” دولت -شهر هایی برپا گشت که خود مختار بودند. تعداد  آنها به بیش از ده ها شهر میرسید که در دوره دو هزار ساله این تمدن هر زمان یکی از این شهر ها نقش مرکزی را بر عهده داشتند . بر روی برخی از تبلت ها بدست آمده نقش شهر ها با  دقت زیادی ترسیم شده  است که نشان از توانایی  این مردمان دارد. رسم رایج این بود که در مرکز شهر نیایشگاهی بشکل زیگورات  ساخته می شد .مصالح به کار رفته اغلب آجر پخته و  قیر به عنوان ملات بود  از  این بنا علاوه بر نیایشگاه  بعنوان مرکز فرمانروایی و مقر حکومت نیز استفاده می شد. در حقیقت شهر توسط فردی با نام” لوگال” یا بزرگمرد اداره می شد که هم امور دینی و هم  اداره شهر را بر عهده داشت . قوانین سومری پایه و اساس قوانینی است که چند سده بعد  بنام حمورابی شناخته شد .( این منشور که امروزه در موزه لوور قرار دارد و به عنوان نخستین  منشور قانونگذاری معرفی می شود توسط باستان شناسان فرانسوی از شوش به لوور برده شده . که البته عیلامیان هم آن را از بابل به شوش منقتل کرده بودند) .

در این شهر ها پیشه وری و بدنبال ،آن تبادل کالا توسعه یافت .  مناسبات   جدید  در این جوامع ضرورت یک نظام اجتماعی مبتنی بر قانون را الزامی می کرد.  نیاز  به نگارش قانون و ثبت مالیات ها و دادوستد های بازرگانی  موجب پیدایش  خط شد . سومری ها با اختراع سمبل هایی برای نگارش  زندگی بشر را وارد عصر جدیدی کردند: تاریخ مکتوب بشر اغاز گشت! انها بر روی صفحه های که از گل نرم خاک رس تهیه می شد ، با قلم هایی از نی  سمبل های را رسم می کردند و آن را در آفتاب و یا کوره می پختند.و بدین ترتیب با خط کونئی فرم* شروع به نگارش قوانین و سند های معاملاتی خود نمودند.علاوه بر مبادله کالا جمع آوری مالیات و اداره  امور جامعه  احتیاج به حساب و کتاب داشت .

اختراع سیستم ده دهی و سیستم شمارشی  بر پایه شسصت  امکان سنجش ساعت ، روز های سال را فراهم نمود . بر همین پایه اندازه  زاویه و دایره نیز سنجیده می شد .اختراع این سیستم ها پایه و اساس علم ریاضی در تمدن های بعدی را تشکیل داد. .کاوش های باستان شناسی نشان از هزاران تابلیتی دارد که برای تدریس و آموزش کودکان به کار می رفت .این کودکان نگارش خط را می آموختند تا در آینده دبیری  دیوان اداری و محاسبات  را بر عهده بگیرند .( واژه های  دبیر ، دبیرستان، دبستان و دیوان از زبان سومری در فارسی به وام گرفته شده است ا)

امور شهر های  سومری بر بنیاد قوانینی  اداره می شد  که “کنوانسیون” های سیاسی تمدن اتی در جزیره کرت و آتن از این قوانین سر چشمه می گرفت . چون سومری ها تمایلی به کشور گشایی نداشتند ، همسایگان آنها یعنی اکدی ها انتقال این دستاورد ها را به مناطق دیگر بر عهده گرفتند  .  مردم اکد از اقوام  سامی بودند که در همسایگی سومر می زیستند . سخن گفتن  آنها  هر چند از  ریشه سامی بود اما زبان اداری و ادبی شان سومری بود .اکدی ها بر در دوره             بر شوش مرکز عیلام در نجد ایران و سپس بر بابل و آشور در میانرودان مسلط گشتد و انتقال تمدن سومری بدست آنها صورت گرفت. سپس به بنادر  شرقی مدیترانه منتقل گشت.

تاثیرات سومری ها  بر تمدن های  آتنی  تنها به سیستم اجتماعی و قوانین ان خلاصه نمی شود ، بلکه  بیشتر اسطوره های ادیان ابراهیمی  و خدایان یونانی نیز از آبشخور تمدن سومری تغذیه میکنند .” تبلت های سومری تاریخ و ادبیات ان دوره را ثبت کرده است . در داستان  گیلگمش شرح  زندگی یکی از پادشاهان سومر بیان می شود، این حکایت علاوه بر ارزش ادبی بر وقایعی اشاره دارد که به  صورت های گوناگون در تمدن های بعدی به وام گرفته شده است، برای نمونه ” طوفان نوح” و یا “جستجو آب حیات ” از مشهور ترین آنهاست. از  طوفان  نوح  به دفعات در ادبیات سومری  گفتگو شده است و بعد ها عینا در تورات کتاب مقدس یهودیان هم تکرار شده است همچنان که ” خلقت انسان از خاک” و یا داستان تولد موسی که  در زندگینامه سارگون  بنیانگذار پادشاهی اکد نقل شده است.

خدایان سومری  هم چون          با نام دیگر در تمدن های بابلی و آشوری و سپس یونانی و رمی حضور دارند . برای نمونه ” اتنا” خدای محافظ آتن چندین سده پس از حدایان محافظ شهر های سومر این نقش را بر عهده گرفت..

در میان تبلت ها یافته شده در شهر های سومر   به مهر  های فراوانی بر می خوریم که نشان از گسترش تجارت در این دوره  دارد. در حقیقت از آنجا که در جنوب میانرودان نه جنگلی وجود داشت و نه معدنی ، بسیاری از نیاز های جامعه از مناطق دیگر به  شهر های سومر وارد می شد. بسیار پیش از ایجاد راه ابریشم بازرگانان سومری از بدخشان سنگ های قیمتی می آوردند  که در  ساختن وسایل زینتی استفاده می شد ( نمونه های بسیاری از این صناعت  در موزه لوور و موزه ملی لندن به نمایش گذاشته شده است). تعدادی از این تابلت ها اسناد تجارت با هند است  . این کالا ها  توسط کاروان   از طریق راه  خشکی در حاشیه جنوبی خلیج فارس تا عمان حمل می شد و از آنجا با قایق  به هند منتقل می گشت. از کرمان هم سنگ های سیاه نرمی  به سومر آورده می شد .

 

 

 

کوتاه سخن ، سومری های” سر سیاه” همراه با اکدی های “سامی” و باشندگان نخستین جنوب میانرودان تمدنی را پایه گذاری نمودند که فهرست بخشی از ان چنین است :اختراع خط ، سیستم شمارش ، سیستم های آبیاری ، تدوین قوانین و کنوانسیون های اجتماعی  و خلق اسطوره های و آثار ادبی و دیدگاه های هستی شناسانه .

ارتباط تنگاتنگ تمدن سومری و بویژه اکدی با نجد ایران عمدتا  از طریق شهر شوش بود . باشندگان این شهر که شامل مردمان زاگرس و پارس و میانرودان بودند دستاورد های این تمدن را ابتدا در ایلام و  سپس در امپراتوری هخامنشی گسترش دادند.

جنگ قدرت برای تصاحب هلال سبز (2)

جنگ قدرت برای تصاحب هلال سبز (2)

 تحولات ژئو استراتژیک و اقتصادی جهان و پیامدهای آن بر مشرق زمین عنوان پژوهشی است که ریاض عید تحلیلگر مسایل راهبردی منطقه در آن موقعیت منطقه هلال حاصل خیز  در استراتژی‌های بین‌المللی و انعکاس درگیری این استراتژی‌ها بر هلال حاصلخیز را مطرح کرده است.

نویسنده در این پژوهش به نظریه اوراسیا (اتحاد بین اروپا و آسیا) به عنوان چالش اساسی استراتژی آمریکا با هدف ممانعت از ایجاد این اتحاد جهت تسریع در روند تجاوز به منطقه در بخش‌های مختلف آن شامل هلال حاصلخیز یا آفریقا یا سواحل اقیانوس آرام در آسیا پرداخته است.  در ادامه این مقاله می‌خوانیم:

د: چهارمین پدیده موثر بر روند جایگاه هلال حاصلخیز در جهان موضوع روی کار آمدن ولادیمیر پوتین به عنوان مرد امنیتی و اطلاعاتی روسیه به حاکمیت این کشور در سال 2000 بود. این اتفاق پس از آن رخ داد که معضل فکری در سوریه تحت عنوان هویت مردم این کشور و عوامل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بروز اوراسیا به عنوان دیدگاهی ژئو پلتیک جهت هدایت آرمان‌ها و سیاست‌های روسیه در آینده به وجود آمده بود. این تحولات در شرایطی رخ داد که قیمت نفت و گاز افزایش پیدا کرد و این روند به روسیه در خروج از کسری مالی گسترده 300 میلیارد دلاری کمک کرد. پیش از این و  در دوره یلتسین مافیای روسیه بر قدرت اقتصادی این کشور تسلط پیدا کرده بود،‌ اما پوتین موفق شد روسیه را از کسری مالی نجات داده و مازاد مالی بالغ بر نیم تریلیون دلار نیز برای این کشور به ارمغان بیاور

(تصاویر) هلال حاصلخیز خشک می‌شود!

ساکنان در امتداد رودخانه‌های دجله و فرات، خشکسالی، دهه‌ها درگیری و بارندگی کمتر را تحمل می‌کنند. به گفته رهبران قبایل، رقابت برای آب اکنون به اختلافات و درگیری‌ها در میان جوامع کشاورز در جنوب عراق دامن زده است.
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۱ – ۲۴ آبان ۱۴۰۱

در حالی که رهبران جهان در اجلاس آب و هوا در شرم الشیخ مصر گردهم آمده‌اند، بسیاری از مردم در سراسر عراق و خاورمیانه با بحرانی مواجه هستند که می‌تواند به آشفتگی منطقه‌ای بیشتر دامن بزند.

 

به گزارش فرارو، دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در عراق با بیان اینکه تغییر آب و هوا در این کشور یک واقعیت است، افزود که عراق پنجمین کشور آسیب پذیر جهان در برابر گرمایش جهانی به دلیل افزایش دما، کاهش بارندگی و طوفان‌های گرد و غبار است.

مقامات و کارشناسان آب در عراق گفتند که باران‌ها دیرتر آمده و در هر یک از سه سال گذشته زودتر پایان یافته است.

این کشور بخشی از هلال حاصلخیز است، منطقه‌ای که از دریای مدیترانه تا خلیج فارس را در بر می‌گیرد و کشاورزی در آن بیش از ۱۰۰۰۰ سال پیش توسعه یافته است.

اما امروزه عراق در پی بارندگی کمتر، چندین دهه درگیری و جریان آب کمتر از دو رودخانه دجله و فرات، ویران شده است.

عبداللطیف رشید رئیس جمهور عراق در اجلاس آب و هوا در شرم الشیخ مصر گفته که بیابان زایی اکنون تقریباً ۴۰ درصد از مساحت کشور ما را تهدید می‌کند، کشوری که زمانی یکی از حاصلخیزترین و پربارترین مناطق جهان بود.

داده‌های آژانس هواشناسی ترکیه نشان داد که در جنوب شرقی ترکیه، جایی که دجله و فرات از آن سرچشمه می‌گیرند میزان بارندگی در سال منتهی به سپتامبر ۲۹ درصد کمتر از میانگین سه دهه گذشته بود و در سال ۲۰۲۱ حتی بدتر بود.

به گفته سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل متحد در عراق، تقریبا ۹۰ درصد محصولات دیم، عمدتا گندم و جو، در این فصل از بین رفتند. پیش از سال ۲۰۲۰، عراق می‌توانست تقریبا ۵.۵ میلیون تن گندم تولید کند.

به گفته هفت تن از رهبران قبایل و مقامات عراقی، رقابت برای آب اکنون به اختلافات و درگیری‌ها در میان جوامع کشاورز در جنوب عراق دامن زده است.

رحیم، رهبر قبیله‌ای که در کنار شاخه‌ای تقریباً خشک ایستاده بود، گفت که به یاد می‌آورد زمانی که آب زلال بود و منظره سبز با درختان بود. او گفت: اکنون طوفان‌های شن بسیار زیاد است، زیرا هیچ گیاه و درختی برای محافظت از ما وجود ندارد.

مدیر کل منابع آب در وزارت کشاورزی منطقه، گفت که در شمال عراق تحت کنترل کردها، تولید گندم امسال ۷۰ درصد کاهش یافت و به ۳۰۰۰۰۰ تن رسید که بسیاری از مردم را مجبور به حفر چاه کرد. وی گفت: حفر چاه یک راه حل استراتژیک نیست، اما ما جایگزین سریعی نداریم.

در سراسر مرز سوریه، سطح سد‌های فرات تا ۵ متر کاهش یافته است، مخازن کوچک شده و کشاورزان برای دسترسی به ذخایر آب باقیمانده با مشکل مواجه شده اند.

رویترز با بیش از ۲۴ نفر در پنج استان در سراسر عراق صحبت کرد که همگی گفتند که خشکسالی طولانی مدت که در سال‌های اخیر تنها بدتر شده است، معیشت را فلج کرده است. کشاورزان همسایه سوریه و ترکیه نیز با کاهش بارندگی دست و پنجه نرم می‌کنند.

به گزارش فرارو، مقامات ترکیه را متهم می‌کنند که جریان رودخانه را در دو سال گذشته به نصف سطحی که در توافقنامه سال ۱۹۸۷ متعهد شده بود کاهش داده است، اتهامی که آنکارا آن را رد می‌کند.

بغداد می‌گوید سد‌های بالادست، عمدتاً در ترکیه، در حال تخلیه رودخانه‌ها هستند. ترکیه می‌گوید هرگز مسیر رودخانه‌ها را تغییر نداده و هیچ آبی را قطع نکرده است.

سفیر آنکارا در عراق در ماه ژوئیه گفت که خشکسالی ترکیه را نیز تحت تاثیر قرار داده است و بغداد به جای درخواست آب بیشتر، باید با دقت بیشتری منابع خود را مدیریت کند.

تشابه نماز سومريان باستان و نماز خواندن مسلمانان بدستور الله.

کشف مواد اولیه مومیایی‌سازی باستانی ۳۵۰۰ ساله در مصر

  آرت نویس

هنر سومر

سومریان نخستین مردمانی بودند که درۀ پهناور، مسطح و کم‌جمعیت میان دجله و فرات را به واحه‌ای عظیم در قلب “هلال خصیب” بدل کردند و با استفاده از نشانه‌های گوه مانند کهن‌ترین نظام نوشتاری شناخته‌شده دنیا یعنی”خط میخی” را پدید آوردند. البته سومر باستان مملکت متحدی نبود، بلکه از ده دوازده دولت‌شهر مستقل تشکیل‌شده بود که هر یک از این دولت‌شهرها تحت حمایت ایزدی متفاوت بودند.

هنر سومر و اکد:

فرمانروایان سومر نماینده ایزدان در زمین و متولی گنج‌های زیرزمینی ایشان بودند. کلیه فعالیت‌های جمعی ازجمله کانال‌سازی، برداشت محصول و توزیع مواد غذایی زیر نظر حاکمان و کاهنان انجام می‌پذیرفت. توسعه کشاورزی تا آنجا پیش رفته بود که وظیفه تولید غذا فقط بر دوش بخشی از جمعیت قرار داشت و درنتیجه سایر اعضای جامعه می‌توانستند در سایر زمینه‌ها ازجمله صنعت تجارت و سیاست صاحب تخصص شوند.

تخصصی شدن کار مشخصه بارز نخستین جوامع پیچیده شهری است. در دولت‌شهرهای سومری هزاره چهارم پیش از میلاد فعالیت‌هایی که زمانی بر عهده افراد خانواده بود، نخستین بار بر عهده نهادها قرار گرفت برای نمونه وظیفه دفاع در برابر دشمنان و بلایای طبیعی بر دوش اجتماع بود نه خانواده. این اجتماعات خواه یک نفربر آن‌ها حکم  می‌راند، خواه انجمنی برگزیده از میان اعضای خانواده‌های برجسته، به شهرهایی مستقل با هویت ثابت و ماندگار بدل شدند. دولت‌شهر یکی از دستاوردهای بزرگ سومریان بود.

از بناهای معروف هنر سومر و اکد معبد سفید اوروک است.

هنر سومر و اکد

معبد سفید اوروک

نقشه شهر سومری نمودار نقش محوریِ ایزد محلی در زندگی روزمره ساکنان این دولت‌شهر است. معبد ایزدِ محلی که هسته عظیم شهر را تشکیل می‌داد، علاوه بر کانون مراسم مذهبی محلی، مرکز اداری و اقتصادی شهر نیز بود. معبد درواقع قلمروی ایزدِ محلی محسوب می‌شد که به باور سومریان مالک بزرگ و توانگر زمین‌ها و رمه‌ها و همچنین حافظ دولت‌شهرها بود.

معبد مجموعه گسترده بود که برای خود شهری به‌حساب می‌آمد و کاهنان و کاتبان در آنجا شغل رسمی داشتند. درواقع معابد سومری هم کارکرد دینی داشتند هم دنیوی. معبد سفید اوروک واقع در اوروک با قدمتی ۵۰۰۰ ساله موطن گیلگمش افسانه‌ای، برجسته‌ترین نمونه برجای‌مانده از معماری معابد سومر اولیه است.

معماران سومری چون به معادن سنگ دسترسی نداشتند، در ساخت معابد و بناهای دیگر از خشت استفاده می‌کردند. اما با همین مصالح سست بناهای سر به فلک کشیده همچون معبد اوروک را برپا می‌داشتند. آن‌هم چندین سده پیش از آن‌که مصریان اهرام را از سنگ بسازند، از همین‌جا می‌توان به تمایل شدید سومریان به تدارک جایگاه‌های عظیم برای نیایش ایزدانشان پی برد.

معبد اوروک به مناسبت دیوارهای سفیدکاری شده‌اش معبد سفید نامیده می‌شود. این بنا بر فراز سکوی مرتفع یا به‌اصطلاح زیگورات ساخته‌شده که بلندیش از خیابان‌های مرکز شهر بیش از ۱۲ متر است و پلکانی دارد که به معبد بالای آن منتهی می‌شود. مانند همه معابد سومری چهارگوشه معبد سفید به سمت چهار جهت اصلی نشانه رفته است.

این معبد احتمالاً وقف ایزد آسمان آنو بوده است، اندازه معبد  حدود 5/18 در 5 متر و بخش‌های زیادی از آن از بین رفته است. طراحی بنا به‌گونه‌ای بوده است که گنجایش انبوه نیایشگران را نداشته و فقط شمار محدودی از نخبگان، شامل کاهنان و احتمالاً از اعضای برجسته اجتماعی را در خود جای می‌دادند.

این معبد دارای چندین تالار بوده و تالار مرکزی یا جایگاه مقدس که به آنو اختصاص داشته و دارای محرابی پلکانی بوده است. سومریان معابد خود را “سرای انتظار” می‌نامیدند، زیرا به باور آنان ایزدان از آسمان فرود می‌آمدند و در جایگاه مقدس بر کاهنان ظاهر می‌شدند معلوم نیست که معبد اوروک مسقف بوده است یا خیر.

از دیگر بناهای هنر سومر و اکد زیگورات اور است.

هنر سومر و اکد

معبد اور

سالم‌ترین زیگورات شهرهای سومر، زیگورات اور است. این زیگورات قریب به هزار سال پس از معبد اوروک بناها شده، به‌مراتب عظیم‌تر از آن است و شالوده آن‌ها توده‌های به هم فشرده از خشت ارتفاع ۱۵ متر تشکیل می‌دهد.

برای نمای کل ساختمان از خشت‌های پخته و قیراندود استفاده‌شده است. بنا سه پلکان صد پله‌ای شیب‌راه مانند دارد که در بالای دروازه‌های دو برج به هم می‌رسند و ازآنجا یک‌رشته پله دیگر احتمالاً به خود معبد منتهی می‌شده که امروز اثری از آن نیست.

بلندی زیگورات‌های عظیم تأثیر شگرفی بر مردمان خاور نزدیک باستان داشته است. ارتفاع بلندترین زیگورات که در بابل واقع بود حدود ۸۰ متر بود. در تورات زیگورات بابل نزد یهودیان به برج بابل مشهور بود، نماد نخوت و گستاخی آدمیان دانسته شده است.

بنابر روایت تورات، تصمیم بشر برای ساختن برجی که به آسمان برسد، خشم خدا  را برمی‌انگیزد و ازاین‌رو خداوند در زبان سازندگان برج اختلاف می‌اندازد و ایشان از ارتباط با یکدیگر درنتیجه در ساخت زیگورات بازمی‌مانند.

از دیگر آثار هنر سومر و اکد گلدان ورکا است.

هنر سومر و اکد

گلدان ورکا

سومریان احتمالاً نخستین مردمانی بودند که از تصویر برای بازگویی داستان‌های پیچیده بهره گرفتند. گلدان ورکا که در ورکای امروزی یافت شده، نخستین اثر بزرگ شناخته‌شده است که نقش برجسته روایی دارد. روی این گلدان که در معبد اینانا ایزد بانوی عشق و جنگ کشف‌شده، تصویری جشن مذهبی در بزرگداشت مقام او دیده می‌شود.

نقش برجسته گلدان به سه ردیف نقش تقسیم‌شده‌اند. این نوع ترکیب‌بندی جدید تحولی مهم به شمار می‌رود که پیش از آن چینش پیکره‌های نظم خاصی نداشتند. در پایین‌ترین ردیف گلدان تعدادی قوچ و میش دیده می‌شوند.

که مانند آثار دوران پارینه‌سنگی کاملاً از نیمرخ تصویر شده‌اند و در زیر آنان محصولات کشاورزی و در انتها خط مواج دیده می‌شود که نشان‌دهنده آب است وجود حیوانات و گیاهان تأکید بر این نکته است که اینانا به اهالی اروک محصول خوب و احشام فراوانی ارزانی داشته است. در ردیف بالاتر مردان برهنه در حال حمل سبدها و سبو‌های لبریز از نعمات زمینی دیده می‌شود.

آنان این نذورات را به معبد ایزد بانوی برده و به درگاه او پیشکش می‌کنند. پیکره‌ها روی‌هم قرار نگرفتند و باهم فاصله دارند این مردان اوروکی مانند شکارگران گوزن نقاشی چتل هویوک به‌صورت ترکیبی از تمام و نیم‌رخ تصویر شده‌اند. در بالاترین و بلندترین ردیف پیکر زنانه چشم می‌خورد که تاجی دراز و شاخ‌دار بر سر دارد و احتمالاً اینانا یا کاهنه اوست و مردی برهنه سبویی بزرگ  و مالامال از نذورات را می‌آورد تا تقدیم درگاه او کند.

در منتهی الیه سمت راست، تصویر تقریباً از بین رفته، مردی پوشیده دیده می‌شود که معمولاً به او لقب  “کاهن-شهریار” اطلاق می‌شود. یعنی هم رهبر دینی بود هم رهبر دنیا. به باور برخی از پژوهندگان این صحنه نشان‌دهنده وصلت نمادین کاهن – شهریار و ایزد بانو به‌منظور تداوم ایزد بانو و تأکید مجدد بر جایگاه والای رهبر در جامعه است.

هنر سومر و اکد

تندیس های اشنونا

تندیس‌های اشنونا

در معبدی در اشنونا (تل اسمر امروزی) مخزنی از تندیس‌های گچی با تزئینات صدف و سنگ‌آهک‌های سیاه یافت شده است. در این معبد دوپیکر از بقیه بزرگ‌تر هستند، اما همانند سایر پیکره‌ها، پیکرۀ آدم‌اند. این دو پیکر پیاله‌ای در دست دارند که سومریان در مناسک مذهبی استفاده می‌کردند.

مردان کمربند بسته و دامن حاشیه‌دار پوشیده‌اند و اکثر آن‌ها موی سرشان تا سرشانه است و ریش دارند. زنان جامه بلند بر تن دارند و شانه راست آن‌ها برهنه است. در پیکره‌های مشابه جاهای دیگر به‌دست‌آمده نام صاحب نذر و ایزد مربوط و حتی دعای مخصوص که پیکره‌ها می‌بایست  نیابت از صاحب پیکر نثار آن ایزد می‌کردند حک‌شده است.

پیکره‌ها سرشان را بالا گرفتن و در “سرای انتظار” منتظر ظهور ایزد هستند. چشمگیرترین ویژگی که این پیکرها دارند، چشمان بسیار بزرگ و دستان بسیار کوچک آن‌ها است. به‌احتمال‌زیاد چشمانی خیره گشاد نماد هوشیاری همیشگی آنان برای ادای وظیفه‌شان بوده است.

از دیگر آثار هنر سومر و اکد درفش اور است.

هنر سومر و اکد

درفش اور

علاوه بر رونق کشاورزی و دادوستد، غنائم جنگی نیز ثروت هنگفتی برای دولت‌شهرهای سومر باستان به ارمغان می‌آورد. روشن‌ترین گواه این قضیه را می‌توان در گورستان شاهی شهر اور مشاهده کرد که در تورات از آن به‌عنوان زادگاه حضرت ابراهیم یادشده است. پژوهشگران هنوز بر سر این نکته اتفاق‌نظر ندارند که آیا اشخاص دفن شده در اینجا شاه و ملکه بودند یا صرفاً اشراف و کاهنان با مقبره‌های شاهانه.

از این گورها اقلامی همچون کلاه‌خودهای زرین، دشنه‌ها با دسته‌ای از سنگ لاجورد، پیاله‌ها و کاسه‌ای زرین، جواهرات ساخته‌شده از طلا و آلات موسیقی، ارابه و اشیای مجلل دیگر به‌دست‌آمده است. یکی از آثار به‌دست‌آمده از این گورهای به‌اصطلاح سلطنتی جعبه چهارگوشی با کاربرد نامعلوم است. این جعبه دوپهلوی شیب‌دار با تزئیناتی از صدف لاجورد و سنگ‌آهک سرخ دارد.

هنر سومر و اکد

درفش اور از روبرو

کاشفان این اثر چون تصور می‌کنند و سومریان در جنگ‌های خود این جعبه را چون علم برمی‌افراشتند، آن را درفش نامیدند. متخصصان تاریخ هنر معمولاً دوپهلوی بلند جعبه را سمت جنگ و سمت صلح می‌نامند. این جعبه را باید از سمت چپ به راست و از پایین به بالا خواند. در سمت جنگ ۴ ارابه جنگی چهارچرخ در حال قلع‌وقمع افراد دشمن دیده می‌شود و اجساد دشمن پیش پا و زیر سم چهارپایانی که ارابه‌ها را می‌کشند، بر زمین افتاده‌اند.

در ردیف بالا چند سرباز پیاده در حال گردآوردن و به‌پیش راندن اسیران جنگی دیده می‌شود. در بالاترین ردیف، سربازان در حال عرضه اسیران (که برای تحقیر برهنه‌شان کرده‌اند) به پیشگاه شخصی هستند که از ارابه پایین آمده و به نظر می‌رسد شاه باشد. قرار گرفتن این فرد در مرکز ترکیب‌بندی و قامت بلند او چنان‌که سرش از حاشیه بالا بیرون زده را از سایر افراد متمایز می‌کند.

در سمت صلح، در پایین‌ترین ردیف، چند مرد در حال حمل بارهایی بر پشت خود دیده می‌شوند که احتمالاً غنائم جنگی است. در ردیف بالاتر ملازمان در حال حمل تعدادی حیوان -که احتمالاً غنائم جنگی هستند- و ماهی برای جشن بزرگی هستند که در بالاترین ردیف تصویر شده است.

در این بالاترین ردیف رجال نشسته و شاه بزرگ‌تر از اندازه طبیعی ترسیم‌شده است. سومین نفر از چپ مشغول عیش و نوش و یک چنگ‌نواز و خواننده مجلس را گرم می‌کند. پژوهشگران این صحنه را هم جشن پیروزی و هم ضیافتی در رابطه با مراسم آیینه تفسیر کردند که لزوم منافاتی باهم ندارند. چون نوشته در کار نیست نمی‌توان این صحنه را به رویداد یا شخص خاصی نسبت داد. اما بی‌شک درفش اور از نخستین نمونه‌های روایت تاریخی است.

 هنر اکدی

در سال 2334 پیش از میلاد مجموعه شهرهای پراکنده که روی‌هم‌رفته به سومر شهره بودند، زیر سلطه فرمانروایی بزرگی به نام سارگون اکدی درآمدند. باستان‌شناسان هنوز محل دقیق اکد را نیافتند. اما می‌دانند که این شهر در نزدیکی بابل بوده است.

در دوران فرمانروایی سارگون (به معنای پادشاه راستین) و جانشینانش از قدرت پادشاهی مفهوم جدید به دست دادند که بر پایه وفاداری بی چونه چرا به پادشاه استوار بود و وفاداری به دولت در دوران زمامداری نوه سارگون، نارامسین، حاکمان شهرها صرفاً خدمتگزار پادشاه بودند. شاهی  که خود را شاه چهارگوشه جهان می‌نامید و درواقع ادعای خدایی می‌کرد.

از دیگر آثار هنر سومر و اکد سردیس اکدی است.

هنر سومر و اکد

سردیس اکدی

تجلی مفهوم جدید سلطنت مطلقه را می‌توان در سردیس مسی باشکوه پادشاه اکدی مشاهده کرد. که درگذشته‌های دور و احتمالاً در خلال تاراج نینوا در سال ۶۱۲ پیش از میلاد منهدم شده است. دشمن برای قدرت‌نمایی نه‌تنها پیکری این شاه اکدی را سرنگون کرده بلکه چشم‌های او را که از سنگ‌های قیمتی و نیمه قیمتی بوده است حدقه درآورده  و بخش پایینی ریش او را خردکرده و گوش‌های او را تکه‌تکه کرده است. بااین‌همه چیزی از ابهت و وقار آن کاسته نشده است.

چیره‌دستی سازنده اثر در برقراری توازن میان طبیعت‌گرایی و نقش‌پردازی انتزاعی ستودنی است.  هنرمند نیمرخ متمایز بینی و ریش مجعد بلند فرمانروا را خیلی دقیق مشاهده و ثبت کرده است. همچنین در انتقال تفاوت میان بافت گوشت و بافت مو حتی تفاوت میان بافت موی سیبل و موی ریش و موی بافته بالای  سر استادی بسیاری به خرج داده است.

به‌علاوه مثلث‌ها و لوزی‌ها و حلقه‌های بر هم افتاده مو و کمان کشیده  ابروها که به سردیس شخصیت خاص بخشیده است. این سردیس پیکره‌ای  فلزی و توخالی در اندازه طبیعی است که یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های شناخته‌شده در نوع خود به شمار می‌رود.

لوح پیروزی نارامسین

هنر سومر و اکد

لوح پیروزی نارامسین

از دیگر هنر سومر و اکد لوح پیروزی نارامسین نوۀ سارگون است که جلوه‌ای دیگر از قدرت مطلق و خدا گونه است که شاهان اکدی مدعی شده بودند. لوح‌های قائم سنگی ازاین‌دست را در روزگار قدیم برای بزرگداشت واقعه‌ای تاریخی و در برخی از فرهنگ‌ها برای نشانه‌گذاری گور بر پا می‌داشتند. این لوح یادبود پیروزی نارامسین بر لولوبیان قوم ایرانی کوه‌نشین ساکن شرق ساخته‌شده است.

روی لوح، نارامسین در حال هدایت سپاه ظفرمندش از دامنه‌های کوهی پر دارودرخت به سمت بالا دیده می‌شود. دشمنان تار و مار شدۀ او بر زمین افتادن یا در حال گریز یا کشته‌شده‌اند و یا از او طلب  عفو می‌کند شاه با قامتی بلندتر از همه افراد تک ایستاده و پای بر جنازه دو تن از مردان لولوبی نهاد است و کلاه‌خود شاخ‌دار بر سر دارند و این نخستین بار در هنر بین‌النهرین است که شاهی در هیئت ایزدان ظاهر می‌شود.

دستکم سه اختر سعد در قسمت بالایی لوح به امید پیروزی او در آسمان طلوع کردن همچنین نارامسین با یورش به کوهستان‌ها گویی در حال صعود از نردبان آسمان است. همان استعاره نخوت آمیزی که در پس برج‌های عظیم زیگورات خاور نزدیک باستان نهفته است.

لشکریان او در پی‌اش در صفوفی منظم از دامنه کوه بالا می‌روند که گویای انضباط و سازمان‌یافتگی نیروهای شاه است. در مقابل افراد دشمن پراکنده و پریشان‌اند و هنرمند این مفهوم را به تصویر کشیدن لولوبیان در حالت بسیار مختلف نشان داده است که یکی از آن‌ها دارد با سر از کوه سقوط می‌کند.

خالق اثر در بسیاری از جزئیات پایبند قواعد کهن بوده است به‌ویژه از این نظر برای ترسیم شاه و سربازان و از نمادهای ترکیبی بهره جسته، چنانکه سر نارامسین از نیمرخ و کلاه‌خود دوشاخ را از روبرو ترسیم کرده است. اما از سایر جهات نوآوری‌های جسورانه در این اثر به نمایش گذاشته‌شده است او در این اثر یکی از نخستین مناظر تاریخ هنر را خلق کرده و پیکره‌ها را در ردیف‌های متوالی در منظره جای‌داده است و درواقع با جسارت از قاعده مرسوم روایتگری تصویری که مشتمل بر یک‌رشته ردیف نقش‌های افقی بوده است، تخطی کرده است

  • نویسنده : قیام خوراسانی
  • منبع خبر : العربیه ، تسنیم